هر وقت فکر کردی که خیلی تنهایی ؛
به این فکر کن که من اینجا ، از این دور
وسط کلی دغدغه دارم بهت فکر میکنم .
وقتی به آدمی که برای منه نزدیک میشید ؛
دلم میخواد سیمای مغزتون به هم بپیچه و
خون ریزی مغزی کنید بعدش انقدر خون بالا بیارید تا بمیرید . .
ما دور بودیم از هم دیگه ، توی دنیایی با هم آشنا شدیم که بهش میگن مجازی . .
ولی تو واقعی ترین اتفاق مجازی زندگیمی ،
تو واقعی بهم صبح بخیر و شب بخیر میگی و
من واقعا با دوست دارم گفتنای تو حالم خوب میشه . .
هنوز نتونستم بغلت کنم ،
ولی خط به خطِ زندگی همو حفظیم ،
خط به خط زندگیتو ،
خط به خطِ صداتو و خط به خطِ چتامونو حفظم . . و با خط به خطش زندگی میکنم.!
تو اتفاق قشنگِ دنیایِ منی دنیایی که با دنیای واقعیِ آدما خیلی فاصله داره . .
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
اما من دوست داشتم ؛ صاحب خاطره ای باشم . . که هر وقت بهش فکر میکنی خنده به لبهایت میاد!(:
اما من دوست داشتم...؛
افعال ماضی!
نشد ، نمیشه ، نخواهد شد . .
خب شاید من اون نبودم ؛ همون که یکی مث خودت باشه .
همون آدم خوبیه داستان .
همون که تورو بخندونه .
همون که بهت دوست داشتنو ثابت کنه .
همون و همون . . .
کاش با تو نسبتی داشتم ؛
مثل بهار كه با - شکوفه پرتقال -
بوی خاك که با - قطره های باران -
یا اندوه كه با ؛
- سکوتِ ماه ؛ کاش با تو نسبتی داشتم .
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
اونی ك غصه همه رو میخوره ؛ اما هیشکی از دلش خبر نداره ؛ منم . .
فک کنم تنها کسی که با ناراحتی و غصه رفیقش ؛
بیشتر از خودش ناراحت میشه و غصه و میخوره ؛ منم . .