من همیشه که به تو فکر نمیکنم ؛
مثلا هر وقت کتاب میخوانم ،
بعد هی یک بند را نمیفهمم
و از اول میخوانم یعنی دارم
به تو فکر میکنم . .
یا وقتهایی که غذا شور میشود ،
یا مثلا آخرِ یک مسیر میفهمم که اشتباه آمدهام!
همیشگی که نیست .
فوقِ فوق اش روزی بیست و پنج ساعت ((:
به چیزای خوب فک کن یادت بره ؛
مثلا پیتزا ، توت فرنگی ، بوی میس دیور ،
حس نم داشتن موهات بعد حموم ،
مثل بوی کتاب نو ، بوی قهوه با شیر ،
مثل صدای خندیدن بچه ،
مثل اولین باری که شعر خوندی ،
اولین آهنگی که واقعا دوستش داشتی ،
اولین هدیهای که گرفتی ،
اولین باری که رفیق مجازیتو بغل کردی ،
اولین باری که عاشق شدی ،
مثل حس و حال پابرهنه روی ماسههای دریا راه رفتن ،
بوی گردوی تازه ، بوی نم خاك ،
مثل رنگ چشمات ، مثل صدات ،
مثل همه چیزای قشنگ ،
مثل خودت ؛ مثل تو . .
میخواستم بلد باشم تو رو بخندونم .
میخواستم خونه تو باشم ؛ تا از خستگیات به من پناه ببری .
میخواستم بلد باشم تو رو نترسونم .
میخواستم دنیای امنِ تو بشم ؛
جایی که تو این دنیای بی رحم به تو آرامش میده .
میخواستم آدمبرفی سادهی تو باشم ، تو کوچههای بچگیت ، همونقدر عمیق و قدیمی و فراموش نشدنی . . تا به دماغ هویجی من بخندی ؛ و شال واسم بیاری ، و با ذغال دوتا چشم واسم بکشی .
آروم نوازشم کنی ؛
و همون گنجشک کوچولویی باشی که سمت بغلم مهاجرت میکنه!.
کاری که تو باهام کردی مثل این بود که؛
یه شب هوا سرد بود ، تو خیلی گرم بودی ؛
تو بغلم پیدات کردم ، آخر کوچه های تنهایی و نا امیدیم .
تو با بودنت به زندگیم گرما دادی . .
البته یه وقتاهم تو زندگی پیش میاد که هوا سرده ، خیلی سرده .
ولی من دلم با گرمای تو هوس چشیدن سرما نمیکنه ، من دلم با تو گرمه!(:
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
من هیچوقت بهترینت نبودم ؛ بهترینای تو خیلی با من فرق داشتن .
شاید نیومدم به چشم تو دیوونه . .
ولی مهراد هیدن توی آهنگ کج خیلی ساده و بیکلیشه میگه؛
"حالم اصلا خوب نیست وقتی ازم دوری!"