eitaa logo
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
8 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
- تیکاݪ در زبان لری به معنی چشمان قهوه‌ایه . اوکی خطاب به دوم شخص مفرد من♥️؛ . . - . -
مشاهده در ایتا
دانلود
به محض اینکه دیدمش ؛ از این ترسیدم که یه‌روزی از دستش بدم.
- بعضی‌وقتا یه نفر چنان محکم پشتت می‌ایسته و همه‌جوره حواسش بهت هست ؛ که حس میکنی خدا از اون بالا اومده پایین و دستتو گرفته و مراقبته . .)
خواستی دلتنگیم را در دلم پنهان کنم ؛ عاشق و انکار دلتنگی؟! مسلمان و دروغ؟! - سجاد سامانی .
من ازت ناراحتم ، ولی نمیتونم سرت داد بزنم! نمیتونم تو جمع بکشونت کنار بگم این رفتارت داره اذیتم میکنه ، نمیتونم ساعت ها بشینم باهات بحث کنم که آخرش با منت بگی آره حق باتوعه ؛ در عوضش یه قدم به عقب برمیگردم ، در عوضش مث قبل دوست ندارم ، در عوضش صبوری میکنم و یه دفعه میبینی خیلی فاصله بینمونه و هیچ راهی برای جبرانش نیست . - زیتون ؛
این آدم نمیتونه از دستت بده ؛
من اونجوری دوستت دارم ك علی سورنا میگه ؛ « نفست نفسمو تنگ میکنه . . حالِ بدت ، حال منو بد میکنه »
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
- بسم‌رب‌یار !(:
- یك سالگیت مبارك تیکالِ من .🤍"
عشق را ، دوست داشتن را ، و دلتنگی را نه می‌شود نوشت ، نه خواند و نه فریاد زد! این روزها عجیب درگیر تو شده‌ام؛ مانند لقمه‌ای بزرگ ، تنگنای گلویم را می‌فشاری؛ لقمه‌ای که از ترس حرام بودنش ، در قورت دادنش تردید دارم! اما نه؛ دوری از تو و نخواستنت ، کار من نیست . . تو در جانم ریشه کرده‌ای! دستانم بی‌تابند برای پیچ و تاب میان انگشتانت! تو نباشی ، پاییز با تمام عاشقانه‌ها و زیبایی‌هایش ، برای من خزانی بیش نیست ، تو نباشی ، چشمانم هم چون ابر پاییزی می‌بارند و برهنه می‌شوند ، روزهایم از ریزش لحظه‌های بی تو بودن! بیا . . بیا و این خزان دلتنگی را به بهاری سرمست ورق کن .
وقتی میگم از همه بدم میاد . وقتی میگم از همه خسته شدم . وقتی میگم دلم میخواد همه چیز و ول کنم و برم . منظور من از همه تو نیستی ! تو هیچوقت برای من مثل بقیه نبودی ؛ همه ی آدمای زندگیم ی طرف توام ی طرف ..
من تو را پاره‌ای از خود نه ، بلکه تمام وجود خود یافتم ؛ چنان‌ که اگر رنجی به تو رسد ، به من رسیده .
- ᴛɪᴇᴋᴀᴀʟ
من تو را پاره‌ای از خود نه ، بلکه تمام وجود خود یافتم ؛ چنان‌ که اگر رنجی به تو رسد ، به من رسیده .
اینو بفهم که وقتی چهرت رنگ غم میگیره ، دنیا رو سرم خراب میشه؛ بفهم که وقتی با من حرف نمیزنی ، تمام روزو به این فکر میکنم که کجا تا آخر حرفاشو گوش ندادم ، کجا به حرفاش اهمیت ندادم ، کجا ناراحتش کردم که حاضره ی گوشه توی خودش بمونه و با من حرف نزنه؟؟ بفهم که من اون لحظه چقد از خودم متنفر میشم که چی کم گذاشتم برات .
يک نفر برايم كافيست تا هرروز شگفت‌زده‌ام كُند ؛ چنان‌که انگار انسانی بی‌بديلم . با شور و شوقِ تمام حرف‌هایم را بشنود ، كلماتم را بخواند ؛ چنان‌که انگار شعر هستند . - احمد خالد توفيق -