درونها شرحه شرحهست، از دم و داغ جدايی ها
بيا از بانگِ نی بشنو، كه شرحي خون فشان دارد
من آن سرباز دلتنگم ، که با تردید در میدان
برای هیچ و پوچ از دست خواهد داد جانش را
من آن مستم که در میخانهای از دست خواهد رفت
اگر دستان تو پر کرده باشد استکانش را