طـیـلا❤️🩹>
شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم ولی من به تو ، او به نماز خودش ایمان دارد
اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر
سر و سریست که با موی پریشان دارد
طـیـلا❤️🩹>
اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر سر و سریست که با موی پریشان دارد
“من از آن روز که در بند توأم” فهمیدم
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد
مائیم که تا مهر تو آموختهایم
چشم از همه خوبان جهان دوختهایم
هر شعله کز آتش زنهٔ عشق جهد
در ما گیرد از آنکه ما سوختهایم
- مولانا💆🏻♀
طـیـلا❤️🩹>
راه گم کرده و با رویی چو ماه آمده ای مگر ای شاهد گمراه به راه آمده ای
باری این موی سپیدم نگر ای چشم سیاه
گر بپرسیدن این بخت سیاه آمده ای
طـیـلا❤️🩹>
باری این موی سپیدم نگر ای چشم سیاه گر بپرسیدن این بخت سیاه آمده ای
کشته چاه غمت را نفسی هست هنوز
حذر ای آینه در معرض آه آمده ای
طـیـلا❤️🩹>
کشته چاه غمت را نفسی هست هنوز حذر ای آینه در معرض آه آمده ای
از در کاخ ستم تا به سر کوی وفا
خاکپای تو شوم کاین همه راه آمده ای
طـیـلا❤️🩹>
از در کاخ ستم تا به سر کوی وفا خاکپای تو شوم کاین همه راه آمده ای
چه کنی با من و با کلبه درویشی من
تو که مهمان سراپرده شاه آمده ای
طـیـلا❤️🩹>
چه کنی با من و با کلبه درویشی من تو که مهمان سراپرده شاه آمده ای
می تپد دل به برم با همه شیر دلی
که چو آهوی حرم شیرنگاه آمده ای