eitaa logo
مرکز نزدیکی به خـدا
1.1هزار دنبال‌کننده
7.2هزار عکس
3.2هزار ویدیو
256 فایل
👤 لیست پاکی @Listpaki_mosabeghat 👤پل ارتباطی @ysz869 👤 تبلیغ و تبادل @tabadol_tobe94 📻 رادیو توبه۹۴ @tobe94radio 🍃به سایتمون هم سر بزنین😌👇 tobe94.com 🌷آیدی ما در اینستاگرام👇 tobe94com 🌻سروش و تلگرام👇 tobe94 🌱 روبیکا👇 tobe94_tobe
مشاهده در ایتا
دانلود
🌙 روز دوازدهم مسیر ترک خودارضایی | ساختن عادت‌های جایگزین؛ به‌جای خالی گذاشتن جای عادت قبلی 🤎 جمله‌ی امروزت: «من فقط چیزی رو از زندگی‌ام حذف نمی‌کنم؛ دارم زندگی‌ای می‌سازم که در اون احساس آرامش، رضایت و کنترل بیشتری داشته باشم. لازم نیست برای فرار از وسوسه، همیشه با خودم بجنگم. می‌تونم انرژی و زمانم رو صرف چیزهایی کنم که من رو به آدمی که می‌خوام باشم، نزدیک‌تر می‌کنن. من با قدم‌های کوچیک پیش می‌رم و هر انتخاب آگاهانه، فرصتی برای رشد منه.» 🫂 رفیق، به روز دوازدهم خوش اومدی\! دوازده روزه که داری برای تغییر یک عادت تلاش می‌کنی. شاید بعضی روزها احساس قدرت و انگیزه‌ی زیادی داشته باشی و بعضی روزها ذهنت بیشتر درگیر وسوسه بشه. هر دو حالت بخشی از مسیر یادگیری هستن. اما امروز می‌خوایم روی یک نکته‌ی مهم تمرکز کنیم: برای ترک یک عادت، فقط مقاومت کردن کافی نیست؛ باید چیزی بهتر رو جایگزینش کنی. ## 🌱 چرا روز دوازدهم مهمه؟ وقتی عادتی رو کنار می‌ذاریم، ممکنه زمان یا فضای خالی‌ای در زندگی‌مون ایجاد بشه. اگر این زمان همچنان با تنهایی، بی‌حوصلگی، استرس یا استفاده‌ی بی‌هدف از گوشی پر بشه، احتمال برگشتن به رفتار قبلی ممکنه بیشتر بشه. برای مثال، اگر معمولاً وقتی ناراحتی به خودارضایی پناه می‌بردی، صرفاً کنار گذاشتن اون رفتار لزوماً ناراحتی رو برطرف نمی‌کنه. بهتره راه‌های سالم دیگه‌ای هم برای آرام کردن خودت یاد بگیری. قرار نیست با خودت سخت‌گیرتر بشی؛ قراره انتخاب‌های بیشتری داشته باشی. ## 🧠 تمرین امروز: قانون جایگزینی امروز هر وقت احساس کردی ممکنه به عادت قبلی برگردی، این چهار مرحله رو امتحان کن: ۱. نیاز پشت وسوسه رو پیدا کن. از خودت بپرس: - آیا خسته‌ام؟ - آیا استرس دارم یا چیزی ناراحتم کرده؟ - آیا احساس تنهایی می‌کنم؟ - آیا فقط بی‌حوصله‌ام و دنبال یک لذت فوری می‌گردم؟ گاهی شناختن دلیل اصلی، کمک می‌کنه راه مناسب‌تری انتخاب کنی. ۲. یک رفتار جایگزین انتخاب کن. بسته به احساست، یکی از این کارها رو انجام بده: - 🚶 اگر بی‌حوصله‌ای: ۱۰ دقیقه پیاده‌روی کن. - 🌿 اگر استرس داری: چند دقیقه آهسته نفس بکش. - 📱 اگر محتوای دیجیتال محرکت کرده: گوشی رو کنار بذار و از محیط محرک فاصله بگیر. - 🫂 اگر احساس تنهایی می‌کنی: با یک دوست یا یکی از اعضای خانواده صحبت کن. - 💪 اگر انرژی زیادی داری: کمی ورزش یا حرکت کششی انجام بده. ۳. به خودت فرصت بده. لازم نیست با اولین موج وسوسه تصمیم بگیری. چند دقیقه صبر کن، فعالیت جایگزینت رو انجام بده و اجازه بده شدت احساس تغییر کنه. حتی اگر میل همچنان باقی موند، می‌تونی آگاهانه‌تر تصمیم بگیری. ۴. موفقیتت رو فقط با تعداد روزها نسنج. به این هم توجه کن که آیا محرک‌هات رو بهتر می‌شناسی؟ آیا در برابر احساساتت انتخاب‌های بیشتری داری؟ آیا با خودت مهربون‌تر شدی؟ این‌ها هم نشانه‌های پیشرفت هستن. ## 🔥 چالش روز دوازدهم: سه عادت کوچک بساز رفیق، امروز قرار نیست زندگی‌ات رو زیرورو کنی. فقط سه کار کوچیک برای خودت انتخاب کن: - ☀️ یک عادت صبحگاهی: بعد از بیدار شدن، تختت رو مرتب کن یا ۵ دقیقه حرکات کششی انجام بده. - 📵 یک عادت دیجیتال: هنگام رفتن به تخت، گوشی رو دور از دسترس قرار بده. - 🌙 یک عادت شبانه: قبل از خواب، سه خط درباره‌ی اتفاقات و احساسات روزت بنویس. این کارها ساده به نظر می‌رسن، اما بهت کمک می‌کنن زمان و توجهت رو آگاهانه‌تر مدیریت کنی. یادت باشه، هدف این نیست که تمام لحظه‌های زندگی‌ات رو با فعالیت پر کنی؛ هدف اینه که برای زمان‌های آسیب‌پذیرت برنامه داشته باشی. ## 💪 اگر امروز وسوسه شدی، این سه جمله رو به خودت بگو - «داشتن میل جنسی به معنی شکست نیست.» - «من مجبور نیستم بر اساس هر احساسی فوراً عمل کنم.» - «اگر امروز سخت بود، می‌تونم از همین لحظه یک انتخاب تازه داشته باشم.» و رفیق، یک نکته‌ی مهم: اگر لغزشی اتفاق افتاد، خودت رو تحقیر نکن و فکر نکن همه‌چیز از اول شروع شده. بررسی کن چه چیزی باعثش شد و چه تغییری می‌تونه دفعه‌ی بعد کمکت کنه. تغییر عادت مسابقه‌ای برای اثبات ارزشمندی تو نیست. یادت باشه خودارضایی به‌خودی‌خود برای همه آسیب‌زا نیست؛ اگر تصمیم گرفتی اون رو کنار بذاری، این مسیر رو با توجه به ارزش‌ها و هدف‌های شخصی خودت ادامه بده، نه از روی شرم یا نفرت از خودت. 🤎 رفیق، مأموریت امروزت اینه: یک عادت مفید رو جایگزین یک موقعیت پرخطر کن. قرار نیست فقط در برابر چیزی مقاومت کنی؛ داری برای خودت زندگی بهتری می‌سازی. \_دوازدهم \_عادت \_فردی \_گناه برای ادامه‌ی مسیر، می‌تونم روز سیزدهم رو هم با موضوع «مدیریت تنهایی و افکار مزاحم» آماده کنم یا یک برنامه‌ی روزانه‌ی ساده برایت بنویسم. @tobe94
13.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آیت الله مصباح یزدی: ما اگر صلواتی [هدیه به حضرت] بفرستیم و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دعایی برایمان بکند ، [این دعا] خیلی با صلوات های ما فرق دارد. اگر او دعا کند که رد نمی شود. [مگر] می شود ما برای او دعا کنیم و او ما را ندید بگیرید!؟ @tobe94
سلاااام رفقا حالتون چطوره میگمااااا شما در جریان کار جدیدم هستین ؟!!! اونایی که اینستا دارن آی دی اینستای کاری مونو میدم فالوووو کنیدا☺️🙏💚 Noovin_chap لینک 👇 https://www.instagram.com/noovin_chap?utm_source=qr&stkn=MWZqdjExNnIxbjdjMA== هر کاری در موضوع چاپ داشتین در خدمتم ☺️
826.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هیچ دری رو به روت نمی بنده مگر اینکه بخواد در بهتری رو برات باز کنه✨ @tobe94
✍️سریع چشم های خمار خوابم رو باز کردم و نگاهم افتاد به خیابان مستقیمی که واردش شدیم. بغض راه نفسم رو بست... خواب و وقایع آخرین درست از مقابل چشم هام عبور می کرد. جاده های منتهی به ... من و کربلا... من و موندن پشت در خیمه و اون صدا... چفیه رو انداختم روی سرم و کشیدم توی صورتم. اشک امانم رو بریده بود - آقا جون این همه ساله می خوام بیام، حالا داری تشنه من بی لیاقت رو از کنار جاده کربلا کجا می بری؟😭😭😭 هر کی تشنه یه چیزیه... شما تشنه لبیک بودی و من تشنه گفتنش... وارد منطقه جنگی مهران شده بودیم، اما حال و هوای دل من، کربلا بود... - این بار چقدر با خیمه تو فاصله دارم، پسر فاطمه؟😭 از جمع جدا شدم... چفیه توی صورت،کفشم رو در آوردم و خودم رو بین خاک ها گم کردم... ضجه می زدم و حرف میزدم... - خوش به حالتون... شما مهر سربازی امام زمان توی کارنامه تون خورده. من بدبخت چی؟ من چی که سهم من از دنیا فقط جا موندنه؟😭 لبیک شما رو مهدی فاطمه قبول کرد یه کاری به حال دل من بی نوا بکنید😭😭 منی که چشم هام کوره... منی که تشنه لبیکم... منی که هر بار جا می مونم... به حدی غرق شده بودم که گذر زمان رو اصلا نفهمیدم. توی حال خودم بودم، سر به سجده و غرق خاک گریه می کردم که دست ابالفضل از پشت اومد روی شونه ام... - چی کار می کنی پسر؟ همه جا رو دنبالت گشتم... کندن از خاک مهران کار راحتی نبود. داشتم نزدیک ترین جا به کربلا، داغ دلم رو فریاد می زدم ... بلند شدم در حالی که روحی در بدنم نبود. جان و قلبم توی مهران جا مونده بود. چشم ابالفضل که بهم افتاد، بقیه ی حرفش رو خورد. دیگه هیچی نگفت... بقیه هم که به سمتم می اومدن با دیدنم ساکت می شدن... از پله ها اومدم بالا. سکوت فضا رو پر کرد. همهمه جای خودش رو به آرامش داد‌. - علی داداش پاشو برگشتو من بشینم کنار پنجره دوباره چفیه رو کشیدم روی سرم و محو وجب به وجب خاک مهران شدم. حال، حال خودم نبود که علی زد روی شونه ام. صورت خیس از اشکم چرخید سمتش. یه لحظه کپ کرد. - بچه ها می خواستن یه چیزی بخونی اگه حالشو داری جملات بریده بریده ی علی تموم شد. چند ثانیه به صورتش نگاه کردم و میکروفون رو گرفتم. نگاهم دوباره چرخید سمت مهران ... - بی سر و سامان توئم یا حسین💔 تشنه فرمان توئم یا حسین💔 آخر از این حسرت تو جان دهم💔 کاش که بر دامن تو جان دهم ...💔 کی شود این عشق به سامان شود؟💔 لحظه لبیک منو جان شود؟💔 👈نویسنده:شهیدسید طاها ایمانی ⏪ ... الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــ الْفَـــرَج💚 @tobe94