eitaa logo
🎵مجله ی شمالی🎵 گلستان ،مازندران و گیلان
6.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
14.6هزار ویدیو
3 فایل
@seyyedzs ارسال کلیپ و آهنگ و تبلیغات http://eitaa.com/joinchat/2125725703C6cd4a9af27
مشاهده در ایتا
دانلود
@AHANGMAZANI4_5958649962169373452.mp3
زمان: حجم: 3.9M
آهنگ ترکمنی غنچا @TOEITA ┅────💞────┅ 👌🌷تو ایتا🌷👌
AHANGMAZANI4_5778189618373475281.mp3
زمان: حجم: 4.9M
مجید حسینی لیلا لیلا لیلای دمِّ بیرین ونه بیچاره مارِ چمِّ بیرین https://eitaa.com/joinchat/2125856775Cc4faf1e3b9 ┅────💞────┅ 👌🌷تو ایتا🌷👌
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برايت ستاره ستاره قلب پر نور🌟♥️ و كهكشان كهكشان عشق آرزومندم♥️ شب همگی آروم و الماسی خوابهای خوب ببینید خواب دلتنگی نبینید!🌟🌙 ✨شبتون در پناه خدا💫♥️ .@TOEITA ┅────💞────┅ 👌🌷تو ایتا🌷👌
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منم نمیدونم عاقبتش چی شد😱😄 @TOEITA ┅────💞────┅ 👌🌷تو ایتا🌷👌
جوادامانی4_5976745595690292075.mp3
زمان: حجم: 14.8M
جوادامانی ریمیکس @TOEITA ┅────💞────┅ 👌🌷تو ایتا🌷👌
🎵مجله ی شمالی🎵 گلستان ،مازندران و گیلان
داستان 🌸 چشم آبی🌸 قسمت بیست ویکم من فقط تا همینجا رو شنیدم و دیگه متوجه نشدم چی گفت رفتم گوشه ای ن
داستان 🌸 چشم آبی🌸 قسمت بیست و دوم وقتی دوباره گفت بهروز رو برات کت بسته میارم لبخند زدم و گفتم باباااااا خندید و گفت چیکار کنم؟ به من حق بده تازه بابا شدم زبون شما دخترارو بلد نیستم برای اینکه موضوع رو عوض کنم گفتم راستی چرا نمیگین برادر و خواهرام چی شدن مادرم کجاست من تا کی باید بی مادر بمونم آهی کشید و گفت بگذریم گفتم مگه میشه شما میگین چندسال خارج بودین وضع مالیتون هم خیلی خوبه چجوری باور کنم بدون خانواده و تنها بودین اونا کجان پس؟ گفت هی دخترم من اگه آدم بدی هستم اونا بهتر از من نیستن وقتی به برادر خواهرات گفتم که شما یه خواهر دارید که تو بچگی دادمش به یه خونواده که بچه نداشتن بدون اینکه پیگیر بشن جدی میگم یا شوخی میکنم هر کدومشون به دیگری اشاره کردن که کاش اینارو هم می دادی برن الان کل سرمایه ات مال من بود گفتم خوب بچه ان دیگه اکثر بچه ها ازین شوخی ها میکنن ولی راضی به نبودن یکی دیگه نیستن در حالی که اشکش رو با دستمال سفیدش پاک میکرد گفت منم همین فکر رو میکردم ولی دیگه هیچوقت سراغتو از من نگرفتن البته من نمیخواستم اینارو بهت بگم اما وقتی رفتن فامیلیشونو عوض کردنو با پولی که بهشون دادم بدون دادن هیج نشونی با مادرشون رفتن یه کشور دیگه و منو تو کشور غریب تنها گذاشتن فهمیدم که حرفاشون شوخی نبود اونا حتی به بودن منم راضی نبودن با اینکه بهشون گفتم یه عمو دارن که خیلی مرد خوبیه و با من آسمون تا زمین فرق داره گفتن ما پدر نمیخوایم داری برامون آدرس یه عموی بدتر از خودتو میدین از سوالم پشیمون شدم و برای اینکه حالش خوب بشه به شوخی گفتم راستی چرا زن نمیگیری خندید و گفت یک کم دیر رسیدی دخترم اگه زودتر پیدات میکردم شاید الان یه مامان خوشگلتر از خودت داشتی گفتم بدجنس نباش هر دو خندیدیم هر دو هم میدونستیم خنده هامون از ته دل نیست و داریم سعی میکنیم حال همدیگه رو خوب کنیم کم کم داشتم باور میکردم که بابا ابراهیم واقعا پدر دوستداشتنیه و اینکه چندین سال دنبالم گشته تا پیدام کنه درست بوده هرچی بیشتر میگذشت علاقه ام بهش بیشتر میشد و غم سالهای بی پدری و دربدری داشت از دلم کم کم بیرون میرفت در دلم احساس غرور میکردم که یه بابای روشنفکر و همه چی تموم دارم ولی میگفتم کاش پولدار نبود تا علاقه ی منو هم به حساب پولداریش نمیذاشت هرچند چندین بار منو آزمایش کرد و از تموم آزمایشاتش سر بلند بیرون اومدم ولی بازم دل می خواست بفهمه بودنش چقدر برام قوت قلب میاره خیلی دوست داشتم با مامان سودابه ازدواج کنه و همینجا بمونه ولی روم نشد بهش پیشنهاد بدم و البته کمی هم می ترسیدم بابا ابراهیم چند روز پشت سرهم دنبال بهروز گشت و گشت تا اینکه غروب دهمین روز اومد و با حالی گرفته و تنی خسته گفت دخترم حلالم کن من نتونستم بهروز و برات پیدا کنم و دیگه موندنم اینجا درست نیست آخرش نتونستم پدر خوبی برات باشم اومد بغلم کرد و پیشونیمو بوسید و یه پاکت داد دستم گفت یه خونه تو شهر برات خریدم و این ماشین هم که به اسمته تو همین روستا هم برات چند هکتار زمین خریدم تا بتونه خرج شما سه نفر و اون نامرد اگه پیداش شد رو بده من میرم اگه حالم خوب شد که برمیگردم اما اگه نتونستم با خودم کنار بیام منو حلال کن با حرفاش چنان سنگینی روی قلبم حس کردم که هرچه نفس عمیق می کشیدم سبک نمیشد با صدایی گرفته و بغض آلود گفتم یعنی همین چند روز تونستی بابام باشی پس برادر خواهرام حق داشتن البته من این حرفو زدم که به غیرتش بر بخوره بمونه چون واقعا دوستش داشتم اما با گفتن این جمله چنان ناراحت شد که زد زیر گریه و گفت هرچی بگی حق داری شاید تو تقدیرت اینه که یه گمشده باید داشته باشی من میرم گم میشم شاید بهروزت پیداش بشه اون غروب اصلا نفهمیدم چرا این حرفو زد دوباره پیشونیمو بوسید و گفت نمیخوای پدرتو برای آخرین بار بغل کنی و ببوسی ریشهای سفیدشو با دستم نوازش کردمو گفتم تو بمونی من هیچ مشکلی ندارم قول میدم دیگه پیش تو برای اون نامرد ناراحتی نکنم @TOEITA AHANGMAZANI❤️ ☘کانال آهنگ مازنی☘👇
ادامه ی قسمت بیست و دوم داستان🌸چشم آبی🌸 گفت دلم میخواد بمونم ولی نمیتونم کلی کارهام عقب افتاده میرم شاید چندسال بعد برگشتم اما اگه برنگشتم نامردی اگه حلالم نکنی گریه امونم نمیداد و نمیدونستم چی بگم مامان سودابه و ننه لیلا هم بخاطر من خیلی حرفها بارش کردند اما جیک نزد هیچی نگفت و خداحافظی کرد و رفت اون روز فهمیدم نمیشه گفت غمگین ترین غروب کدوم روزه هر روزی می تونه هم غمگین باشه هم شاد و دومین روز غمگینم با رفتن بابا ابراهیم شروع شد اینبار برای دوتا گمشده غمگین بودم یکی که واقعا گم شده بود و یکی هم که خودش گذاشت و رفت وقتی داشت می رفت گفتم کاش پیدات نمیشد در حالی که از شدت گریه نتونست روشو به من بکنه حرفی بزنه با اشاره ی دست به من فهموند که حق با توئه کاش پیدام نمیشد رفتنش هیچوقت یادم نمیره با اینکه بنظر می رسید داره با عجله میره اما قدم هاش اینقدر کند شده بود که تا از حیاط بره بیرون شاید یک ربع طول کشید وقتی داشت در رو می بست نیم نگاهی به من کرد و لبخندی زد و برایم دست تکون داد مامان سودابه و ننه لیلا هم گریه شون گرفته بود اومدن دو طرف من نشستن و گفتن کاش تا دم در باهاش می رفتی گفتم برم که چی بشه من تازه بهش عادت کردم گذاشت و رفت کاش میگفتی بابام ثبات نداره مامان سودابه گفت این حرفو نزن ابراهیم هر بدی ای داشته باشه آدم بی ثباتی نیست بنظرم یه مشکلی برای خانم و بچه هاش پیش اومده نخواسته تورو ناراحت کنه با گفتن این حرف مامان سودابه سریع رفتم دم در اما تا ته کوچه هیچ کس نبود و تعجب کردم چجور با سرعت رفت خیلی از راه رو رفتم اما ندیدمش انگار پر زد و رفت ادامه دارد ...... نویسنده:سید ذکریا ساداتی @TOEITA AHANGMAZANI کانال آهنگ مازنی
امیرفضلی4_5987980401207939579.mp3
زمان: حجم: 8.6M
امیرفضلی🎤 🎶سایبون @TOEITA ┅────💞────┅ 👌🌷تو ایتا🌷👌
15.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔅 به برکت این توسل خدا دستت رو میگیره❣️ امام_زمان کلیپ_مهدوی @TOEITA ┅────💞────┅ 👌🌷تو ایتا🌷👌