eitaa logo
🌻🌻🌻🌻 طلوع 🌻🌻🌻🌻
2.1هزار دنبال‌کننده
81.7هزار عکس
87.5هزار ویدیو
3.3هزار فایل
اسیرزمان شده ایم! مرکب شهادت ازافق می آیدتاسوارخویش رابه سفرابدی کربلاببرد اماواماندگان وادی حیرانی هنوزبین عقل وعشق جامانده اند اگراسیرزمان نشوی زمان شهادتت فراخواهدرسید. @tofirmo
مشاهده در ایتا
دانلود
راننده و محافظ شهید سپهبد محمدولی قرنی طی سال‌ها پس از شهادت ایشان در گفت‌وگوهای متعدد به زوایای مختلف زندگی ایشان اشاره های مفصلی داشته است و همچنین در کتابی با عنوان «مرزبان؛ زندگی‌نامه شهید قرنی» به خاطرات این هنرمند از دوران حفاظت از جان ایشان تا روز شهادت به نگارش درآمده است؛ در این گزارش بخش هایی از خاطرات حسن شجاعی را از زندگی تا شهادت ایشان مرور می کنیم. شجاعی در آغاز، محافظ امام‌خمینی (ره) در تهران و قم بود که پس از آنکه شهید قرنی به مراتب کاردانی وی پی برد، او را به همکاری و مصاحبت خویش برگزید. شجاعی در خاطرات خود چنین می گوید: ایشان سعی می‌کردند از برخورد شدید با پرسنل خودداری شود و اعتقاد داشتند اگر این افراد در رژیم شاه دستورات را انجام داده‌اند، چاره‌ای نداشته‌اند. این موضوع واقعاً در مورد بسیاری از ارتشی‌های قدیم درست بود. وقتی کسی را دستگیر می‌کردند، شهید قرنی می‌گفتند: خوب بررسی کنید که یک وقت فقط به دلیل اینکه کسی قبلاً به شما پرخاش کرده یا مثلاً سیلی زده است، امروز از او انتقام نگیرید. خیلی از ارتشی‌های سابق وقتی دیدند ایشان چقدر در قضاوت و حکم صادر کردن احتیاط می‌کند، جرئت کردند برگردند و به خدمت خود ادامه بدهند و بسیاری از آنها خیلی خوب با ایشان همکاری کردند. علاوه براین، شهید قرنی بسیار مراقب وضعیت سربازها و خورد و خوراکشان بودند و همیشه می‌گفتند: اول به سربازها غذای خوب بدهید! ایشان به‌قدری متواضع بودند که وقتی ایشان را به منزل می‌بردم، اگر می‌خواستند خرید کنند می‌گفتند: شما خودت را اذیت نکن، مرا روبه‌روی منزل پیاده کن خودم برای خرید می‌روم! 🌼اَللّهُمَّ‌‌عَجِّل‌‌لِوَلیِّکَ‌الفَرَجَ‌‌وَالْعافِیَةوَالنَّصْرَ🌼