eitaa logo
انتشارات توتک
752 دنبال‌کننده
310 عکس
21 ویدیو
0 فایل
ناشر تخصصی کودک و نوجوان استعلام موجودی:02537849333 راه ارتباطی : آیدی: @Center_sales آدرس سایت: https://tootakpub.com/ تماس: 09331999622 ⏰8ـ13و17ـ20 📍قم_بلوار جعفرطیار-کوچه 4- فرعی 6 -سمت راست -پلاک8
مشاهده در ایتا
دانلود
لذت پرواز 🦉 نویسنده: معصومه گودرزی یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود، غیر از خدا هیچکس نبود . بچه‌ها توی یه جنگل بزرگ و قشنگ ، جیجاق کوچولو بود ، که روی یه درخت زندگی می‌کرد . جیجاق کوچولو یه دوست مهربون به اسم سینه سرخ داشت. ولی بچه‌ها ، جیجاق کوچولو اصلاً پرواز نمی‌کرد ! هیچ تلاشی هم برای پرواز کردن نمی‌کرد، به خاطر همین پدر و مادرش از دستش ناراحت شده بودند و از پیش اون رفتن تا اون بتونه پرواز کردنو یاد بگیره و به ترسش غلبه کنه . سینه سرخ کوچولو روی شاخه بلوط پیر نشست و فریاد زد : جیجاق! جیجاق!بیدار شو چقدر می‌خوابی! پرنده کوچیک قهوه‌ای رنگ، چشاشو باز کرد و از لابلای شاخه‌های درختا نگاه به بیرون انداخت و گفت : چه خبره چرا انقدر داد می‌زنی؟! سینه سرخ همینطور که بال می‌زد یه چرخی زد و اومد توی لونه نشست ، دونه‌هایی که تو منقار کوچیکش جمع کرده بود و به جیجاق داد و گفت : جیجاق! دوست خوب و مهربون من ، امروز دیگه باید پرواز کردنو یاد بگیری! جیجاق سرشو زیر بالشش مخفی کرد و گفت: نه نمی‌تونم! نمی‌خوام! من از پرواز متنفرم! چرا دست از سرم برنمی‌داری؟! سینه سرخ گفت : اما تو بال داری و باید پرواز کنی ! چند بار بگم من از پرواز کردن خوشم نمیاد ! جیجاق جونم ! کدوم یک از جیجاق ها رو می‌شناسی که توی جنگل‌های پر از درخت جنگل‌های بلوط ، باغ‌های بزرگ، بیشه‌های بزرگ و پر درخت ایران زندگی کنن و پرواز کردنو بلد نباشند؟! جیجاق گفت : خودم ! سینه سرخ گفت : دلت برای مامان بابات تنگ شده ؟ گفت نه چرا باید دلم برای اونایی که منو دوست ندارن تنگ بشه ؟! سینه سرخ جواب داد اینطور نیست اونا تورو دوست ندارن ، اما دیگه از دست تنبلی های تو خسته شدن. اگه امروز پرواز کردنو یاد نگیری منم دیگه میرم و برات هیچ غذایی نمیارم ! جیجاق گفت: اگه تو هم دوستم نداری برو! دیگه هم نمی‌خوام برام غذا بیاری! سینه سرخ گفت : اتفاقا چون خیلی دوست دارم تصمیم گرفتم که دیگه برات غذا نیارم! تو که نمی‌تونی تا ابد تو این لونه بمونی ! جیجاق فریاد زد بسه دیگه! زودتر از اینجا برو! سینه سرخ ناراحت شد و پر کشید و پرواز کنان از اونجا رفت . جیجاق خیلی غمگین و ناراحت شد، زارزار شروع کرد به گریه کردن ،با خودش گفت: کاشکی به مامانم و سینه سرخ می‌گفتم که من تنبل نیستم ، فقط از بلندی و سقوط کردن می‌ترسم ! یهویی صدای داد و فریاد زاغ کوچولو رو شنید! نگاه کرد دید ، گربه وحشی یواش یواش داشت به لونه خانم زاغی نزدیک می‌شد؛ جیجاق داد کشید: زاغی خانوم! زاغی خانوم !کجایی! بدو بیا بدو بیا سیاهگوش می‌خواد زاغی کوچولو رو بخوره !!! ولی بچه‌ها هرچی فریاد میزد هیچ فایده نداشت ! زاغی خانم صداشو نمی شنید! هر قدمی که گربه وحشی به سمت لونه زاغی خانم برمی‌داشت جیجاق بیشتر فریاد می‌زد! سیاه گوش، زاغی کوچولو رو از لونه‌اش برداشت تا بخوره . یهویی جیجاق یه فکری به ذهنش رسید و با خودش گفت : حالا که نمی‌تونم پرواز کنم و اون نجات بدم ، می‌تونم که حواس سیاه گوشو پرت کنم تا خانم زاغی از راه برسه ! این بود که از لونه‌اش بیرون اومد و به سمت نزدیک‌ترین شاخه‌ای که نزدیک خونه خانم زاغی بود رفت ، با تمام قدرتی که داشت روی شاخه بالا پایین پرید و بلند داد زد: آهای چاقالو بیا منو بخور ! سیاه گوش تا اونو ،دید پرید به سمت جیجاق ، روی شاخه‌ای که جیجاق نشسته بود ، نشست و شاخه شکست ! سیاهگوش روی بوته ها پرید و جیجاق رو دید که از شاخه شکسته آویزون شده! فهمید جیجاق نمی‌تونه پرواز کنه! خندید و گفت تا ابد که نمی‌تونی اونجا آویزون بمونی ! بالاخره میای پایین! دهنشو باز کرد و منتظر سقوط جیجاق شد که بیوفته تو دهنش ! یواش یواش بال‌های جیجاق خسته شد و شاخه رو رها کرد . همینطور که جیجاق داشت به سمت پایین میومد یاد حرفای مادر افتاد. مادرش میگفت بال بزن بال بزن عزیزم فقط بال بزنو پایینو نگاه نکن ! جیجاق شروع کرد به بال زدن بال زد و بال زد و بال زد یهویی متوجه شد که داره به بالاترین شاخه درخت نزدیک و نزدیکتر میشه بلند خندید و فریاد زد خدای من ، من دارم پرواز من دارم پرواز می‌کنم !!! همین موقع صدای دوستش سینه سرخو شنید که گفت: جیجاق! تو بالاخره موفق شدی! با تعجب دید که پدر و مادرشم همراه دوستش دارن به سمت اون میان. پدر گفت دیدی کوچولوی من که پرواز کردن ترسی نداشت! جیجاق سمت اونا پرواز کرد و گفت چقدر حیف !!..چقدر حیف که به خاطر ترس از سقوط تا حالا لذت پرواز کردنو از خودم گرفته بودم. برای شنیدن صوت این قصه روی شکلک ها کلیک کنید(🦉🦉🦉) @tootakpub
شعر سلام 🌸سلام سلام بچه‌ها 🌱سلام به شما بزرگترا 🌸سلام یعنی سلامتی 🌱سلام یعنی نام خدا 🌸هر کسی که سلام بده 🌱هفتاد تا ثواب می‌دن 🌸حتی اگر کسی نبود 🌱فرشته‌ها جواب می‌دن @tootakpub
27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرروز با خودتون جلو آینه اینجوری صحبت کنید
والدین عزیزم همه ما دلخوشیم به امید داشتن فرزندانی که بتونن آینده گلیم خودشون رو از آب بکشن و از هیچ هزینه ای در حد توانموم دریغ نمی‌کنیم ... ولی خیلی وقتا مسیر درست انتخاب نمیشه. بجای آموزش دادن و اگاه کردن کودکمون یه جایی دیگه براش هزینه میکنیم.
مثلا بجای خرید لوازم التحریر جذاب براش تبلت می‌خریم یا بجای کلاس ورزشی براش موتور می‌خریم و خیییلی چیزایی دیگه
الان میخوام بگم که بچه های ما باید باید باید اعتمادبه‌نفس داشته باشند وگرنه هر استعداد و توانایی که داشته باشند دفن میشه و هیچوقت شکوفا نمیشه.💯باور کنید عزت نفس و اعتماد به نفس معجزززه می‌کنه.🌟🌟🌟🌟🌟 بهترین زمان : کودکی و از طریق قصه💯
انتشارات توتک چندین کتاب در مورد عزت نفس و اعتماد به نفس برای کودک و نوجوان داره ارسال میکنم براتون متناسب با سلیقه و نیازتون انتخاب کنید
📚کتاب روباه و دانه کوچولو 🦊 🛎 داستان امروز درباره ی یک دانه کوچولو و روباهی هستش که باهم دوست میشوند،🐕 بعد از اینکه کشاورز دانه کوچولو را زیر خاک می کارد 🌱روباه دلش میخواهد دانه را از زیر خاک در بیاورد اماااا دانه مخالفت میکند به نظر شما چرا ؟؟ 🤔 📣 این کتاب📖 جذاب به بچه ها و آموزش میده 😌 🔺مناسب برای 7تا12سال ✍️نویسنده: لیزاترکئورست 🖍 بازنویس توسط : نعیمه جلالی نژاد 📖تعداد صفحات: 28 صفحه 📏قطع: خشتی ............................................ آیدی جهت مشاوره و سفارش : 👤 @Center_sales
📖 نام کتاب: جینا دکتر می شود 📝نویسنده: خدیجه میرخانی 📍توضیحات: محبت کلامی والدین در به کار بردن صفات و القاب برای فرزندانشان،گاهی مبالغه آمیز می شود وکودک را دچار این توهم می کندکه او به راستی همان است که والدینش می گویند.بنابراین،دست از تلاش وکسب دانش برمی داردو با اعتماد به گفته های آن ها،مانند جینای داستان ما،خود رادکتر به حساب می آورد و دردسر می آفریند. به فرزندتان اعتماد به نفس کاذب ندهید. او را همانگونه که هست ، برایش معرفی کنید. ‼️ داستانی - پرورش خلاقیت کودکان 💠انتشارات توتک💠 📚ناشرتخصصی کودک 🎉تولید کننده محصولات فرهنگی،مذهبی 📱 همراه: 09121517969 📞 تلفن: 02537746882
این خیلی خوبه👇👇👇
و اما راه حل فوق‌العاده برای آموزش همزمان و کتاب بی‌نظیر و عمیق «پر ندارم پا که دارم»!😃 این کتاب با یک ایده ناب، دقیقاً به هدف می‌زند. کودک شما در هر صفحه از این داستان دو درس بزرگ را همزمان یاد می‌گیرد:👇🏻 می‌آموزد توانایی‌هایش را در کنار ناتوانی‌هایش ببیند: او می‌فهمد که هر موجودی، چیزی را «ندارد» اما در عوض یک توانایی منحصر به فرد دیگر «دارد». این نگاه، عزت نفس او را بر پایه‌ای واقعی و محکم بنا می‌کند.😎 ✍️نویسنده : غلامرضا حیدری ابهری 🖍تصویرگر: سام سلماسی 📖تعداد صفحات: 48 صفحه ........................................... آیدی جهت مشاوره و سفارش : 👤 @Center_sales برای هدیه دادن این نگاه زیبا و دووجهی به فرزندتان، از لینک زیر اقدام کنید: https://ttr.ir/oidalt
آماده‌این به نوجوونتون یه دوز سنگین اعتماد به نفس تزریق کنین؟💉💪 با کتاب ! این داستان فانتزی و هیجان‌انگیز، یه پیام فوق‌العاده داره: نوجوون‌ها قهرمان‌های واقعی هستن! 🦸‍♂️ توی این کتاب، فرزندتون می‌بینه که چطور یه پسر نوجوون با و ذکاوتش، به کمک دیوهای مغزنخودی میره تا مشکلاتشون رو حل کنه. برای ساختن یه قهرمان و با ، این کتاب بهترین انتخابه. ✍️نویسنده : فاطمه فروتن اصفهانی 🖍تصویرگر: محمد صادق کرایی 📖تعداد صفحات: 46 صفحه ............................................ آیدی جهت مشاوره و سفارش : 👤 @Center_sales