سال۷۴ بابام خدابیامرز به طورکاملا سنتی میره خواستگاری مادرم
بابا بچه شهر، به شدت شر و شیطون و عیاش
مادرم دختر روستا کاملا مذهبی
مامان میگفت:
این کاغذ قوطی کبریت بابام بوده که شب بله برون موقع خداحافظی وقتی برای بابات چشمک زدم با سواد نصفه نیمه اش قوطی کبریتش رو تاریخ زد داد بهم یادگاری:))))
بابا چند ماه دیگه، دوساله که زیر خاکه..
مادرم هنوز قوطی کبریتشو نگه داشته
بین ما ترک ها ادم عاشق پیشه کیمیاست.
و من همیشه برام سوال بود این حجم از احساساتی که دارم به کی رفته...
اما الان جواب سوالمو دارم.
من عشق رو از مادرم به ارث بردم
طبیعیه احساسات فیک امروزی مطلقا به چشمم نیاد:)
》چند ساله از تهران《
@tootiter
زن بخاطر دیر به خانه آمدن همسرش شاکی بود و معتقد بود که کار را به او ترجیح میدهد.
از مرد در تنهایی پرسیدم چرا؟
سرش پایین بود و گفت: خیلی همسرم را دوست دارم و بعداز کار کمی در خیابانها میچرخم تا اضطرابم کم بشه و بعد بیام که نگرانش نکنم، چون حساسه و خیلی غصه میخوره.
مرد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی در همراهی اضطراب شدید بود.
»روح الله صدیق«
@tootiter
دیشب پسرم موقع تزریق هورمون رشد شاکی و ناراحت پرسید که چرا نرمال نیست و مجبوره هر شب به بدنش سوزن بزنه، منم براش توضیح دادم. صبح از خواب بیدار شده میگه: من دیشب ناراحت بودم و یه بغل حالم رو خوب میکرد به جاش تو شروع کردی به سخنرانی.
اینقدر اینروزا مادر ناکافی و نابلدیام.
》Saba《
@tootiter
همسرم معمولا با آرایشگرش هماهنگ میکنه میاد منزل هم موهای خودش رو مرتب کنه هم دخترها رو، من هم برای اینکه راحت باشند میام بیرون از خونه.
امروز مادر همسرم هم آمده برای کوتاه کردن مو.
همسرم پیام داده: بوی قرمه سبزی پیچیده بود، فلانی(خانم آرایشگر) موند برای ناهار.
نیمساعت بعد پیام داد، فکر کنم همه ی برنج رو بخوریم، برای تو دوباره برنج جدا میذارم.
نیمساعت بعدش دوباره پیام داد؛ یه ظرف کوچیک خورشت مونده بود، دادم فلانی ببره برای شوهرش، خورشت هم تمام شد😂
دوباره پیغام دادم یادم رفت برنج بذارم اومدی نیمرو درست میکنم:)))))
》بابای دوتا دختر《
@tootiter
صبح که میشود
یادم باشد در آینه آسمان بنگرم
به دریاهایِ اطراف سری بزنم
نگاهِ بیشههایِ زیبا را
به کلبهیِ خورشید راهی کنم
قدری از گندمزارهایِ این حوالی عطرِ خوش نان را ببویم
و دستِ آفتاب را بگیرم، برویم با هم کوچه کوچه،
پنجرهها را بیدار کنیم
مبادا زندگی خواب بماند.
صبح بخیر☀️🍃🌸
@tootiter
زن جوانی بود که سه ماه پیش بدنبال استرس عاطفی دچار علائم اضطرابی شده بود ولی با وجود برطرف شدن استرس، حالش خوب نمیشد و سوالش این بود که چرا حالا که مشکلی ندارد حالش خوب نمیشود؟
+چون دورهی نقاهتِ روان انسان تا ۶ ماه ممکن است طول بکشد و اگر علائم افسردگی و اضطراب، بیش از این مدت و بعد از برطرف شدن عامل استرسزا طول بکشند، یعنی فرد مبتلابه اختلال افسردگی اساسی یا ماژور شده است.
در دنیای روان انسان، کبودیهای زیر چشمان زیبای روان بعد از تجربهی مشتهای بیرحمانهی استرس، ۶ ماه طول میکشد تا برطرف شوند و استخوانهای شکستهی روان، ۶ ماه زمان میخواهند تا جوش بخورند. به همین خاطر، شروع رابطهی جدید در این دورهی نقاهت، در حقیقت تلاشی برای پانسمان زخم و یا گچ گرفتن پای شکسته است و طبیعتا بعداز بهبودی زخم، کسی پانسمانها و باقی ماندهی گچ و آتلهایش را نگه نمیدارد.
»روح الله صدیق«
@tootiter