تابستون که ccu بودم امیدی به خوب شدنم نبود؛ یهشب پرستار گفت شوهرت بیتابی های پدرتو آروم میکنه اما وقتی تنها میشه خیلی گریه میکنه و بهمون میگه نذاریم تنها امیدش چیزیش بشه، میدونی وقتی تنها امید یه نفری چه مسئولیتی گردنت هست؟
تسلیم درد بودم اما انگار یادم اورد زندگی رو…
• مرجون •
@tootiter
۵ سال پیش با یکی از کارآموزا بچه ها رو بردیم ساحل.گفتم امروز مهمون منین چون میخوام بچه ها باهم رفیق شن (تو یه مدرسه بودن ولی همو نمیشناختن) رفتیم سوپر، خرید کردیم، موقع پرداخت دخترک لباس مامانشو کشید و با ترس گفت مامان اینهمه خریدیم پول داری آخه؟ تا همین الان دلم برا بچه خونه. 😔
》صاحبِ خانه امن《
@tootiter
از وقتی یادم میاد بابام تو اتوبانا میذاشت مامانم رانندگی کنه سال 69/70 اینا گواهینامه گرفت، بابام یه رنو براش خرید بعد از چندوقت مامانم گلگی کرد که مردا تو خیابون اذیتم میکنن بهم راه نمیدن میپیچن جلوم چون تو شهر ما تعداد رانندههای خانم از انگشت یک دست هم کمتر بود، یادمه بابام براش یه جیپ آهوی آبی خرید گفت حالا دیگه کسی جرعت نمیکنه بپیچه جلوت😂 بعدنا هم همیشه بهترین ماشینارو برای مامانم میخرید، الانم همیشه ماشین دست مامانمه، خلاصه که خواستم بگم و یار خوب تمام ماجراست...
》کمند گیسو《
@tootiter
یک جایی در زندگی سلیقه آدم عوض میشود. یک جایی مثلا آدمی که عاشق پیچیدگی بوده تمام فکر و ذکرش سادگی میشود. یک جایی مثلا آدمی که از رنگهای متنوع خوشش میآمده تصمیم میگیرد تا میتواند رنگ سفید بپوشد. یک جایی آدمی که عاشق کباب بوده، گیاهخوار میشود، آدمی که لباس تنگ میپوشیده، میافتد دنبال لباسهای گشاد. آدمی که اهل حساب و کتاب بوده، دست و دلباز میشود، آدمی که اهل خوشگذرانی بوده، گوشهگیر میشود، آدم برونگرا، درونگرا. یک جایی در زندگی رنگ شیشه عینک آدم عوض میشود، تحدب و تعقرش تغییر میکند، آنچه دور بود نزدیک به نظر میآید، آنچه نزدیک بود به سرعت دور میشود. یک جایی در زندگی، دنیای بیرون تغییر نمیکند، نگاه ما به جهان زیر و رو میشود.
💬امیرعلی بنی اسدی
@tootiter