چند وقت پیش حرف این بود که چطوری پرسنل رو از خونه هاشون بکشونیم تو آفیس.
قصه حسن کچل و ننه پیرزن رو برای رییس تعریف کردم که چطور با چند تا سیب حسن رو از خونه کشید بیرون! قصدم فقط یه مثال بود که بگم بهتره آروم آروم اینکارو کرد. فکر نمیکردم رییس استرالیایی توان فهم قصه رو نداره🤦♂️
• کنجکاو کم حوصله •
@tootiter
یونگ درباره با ترس و انتخاب ما در مقابله باهاش خیلی قشنگ میگه:
“اگر ترس از افتادن باشد، تنها راه نجات در پریدنی داوطلبانه است.
ترس تو هر کجا که باشد وظیفه ات نیز همانجاست.
دقیقا در همانجایی که بیشترین ترس یا درد را احساس می کنید.
بزرگ ترین فرصت برای رشد پنهان است.
اگر ترس از افتادن باشد،
تنها راه نجات در پریدنی داوطلبانه است..
ببینید شخص از چه چیزی بیشتر از همه میترسد.
تا بدانی که بعدا از کجا رشد خواهد کرد.
بگذار سقوط کنی؛
اگر قرار است سقوط کنی..
آنکه خواهی شد تو را خواهد! گرفت”
•نیکتا •
@tootiter
امروز خانمی اومد مدرسمون برای ادامه ی تحصیل که از سرنوشت همسرش تو مسیر مهاجرت غیرقانونی به انگلیس ۱۱ ماهه بی خبره!ایشون حتی بلد نبود از دستگاه کارتخوان استفاده کنه سردرگم بود همش گریه میکرد موقع خروج از دفتر بهم گفت خانم مدیر کمکم میکنی رو پای خودم وایسم؟😭😭
》Fatemeh Heshmati《
@tootiter
با بابام یه روز رفتیم بیرون صبحونه بخوریم، دوتا صبحونه شد یک و خورده ای، از اون موقع هروقت منو میبینه میگه جدی تو همش میری اینجور جاها؟ جدی دلت میاد پول منو اینجوری خرج کنی؟ فکر میکنی من دزد و حرومخورم که دلت نمیسوزه برای پولام؟ یعنی واقعا برات عادیه سوسیس تخم مرغو اینقدر بهت بندازن؟!!!
》یونیکورن《
@tootiter