چند روز قبل توی صف قصابی بودم و چند نفر جلوم بودن، یه پیرزن رنجور و نحیف به قصاب گفت: یه بسته دل مرغ بهم بده، فقط تازه باشه امشب میخوام برای نوه هام بپزم.
یهو یکی توی صف گفت: چند بسته هم به من بده، تازه هم نبود مهم نیست، برای سگم میخوام.
پیرزن بنده خدا از شدت خجالت سرخ شد
یه سکوت سنگینی قصابی رو برداشت و ناگهان یکی از توی صف گفت: آقا دو بسته دل مرغ به من بدید امشب میخوام کباب کنم؛
یکی دیگه گفت سه بسته به من بدید میخوام سوپش کنم بخورم؛
هر کدوم از افراد داخل صف یه تعداد دل مرغ سفارش دادن و تاکید کردن که برای خوردن خودشون میخوان.
قصاب هم تیر آخر رو زد و رو به یارو گفت: دیدی که دل مرغمون تموم شد، دفعه بعد خودتو پرت کن جلوی سگات.
بقیه مردم هم یارو رو هل دادن از مغازه کردن بیرون.
پیرزن چیزی نگفت، ولی با چشماش میخندید و با قدردانی به همه نگاه میکرد، انگار که حالا کلی آدم کس و کارش شده باشن.
میدونی
به جنگ های مسخره کف فضای مجازی نباید نگاه کرد، کف جامعه شکل اینجا نیست، واقعا مردم خوبی داریم، مردمی که بین خودشون یه عهد نانوشته دارن که توی سختی ها در حد وسع خودشون پشت و پناه هم باشند.
حقیقتا خوبی توی جامعه ما بیشتره ولی بعضیا علاقه دارن فقط زشتی ها رو انعکاس بدن.
》کاتسوموتو《
🗣 @tootiter
راننده اسنپ بعد از ده دقیقه از این که قبول کرده منو به مقصد برسونه، زنگ زده میگه کنسل کن!
گفتم:شما که میدونی دوری برا چی قبول میکنی؟ الان من دیرم شده!
میگه:خب اگه کنسل نکنی من هم کنسل نمیکنم تا نتونی اسنپ بگیری.😳
گفتم:داری تهدید میکنی؟ من به اسنپ گزارش میدم.
گفت: باید بهشون ثابت کنی که من تهدید کردم!!!😅
گفتم: جناب همه ی تماس های من بای دیفالت ضبط میشه و من این مکالمه رو برا اسنپ میفرستم.
زود قطع کرد و خودش سفر رو کنسل کرد!
بلوف ام جواب داد😁
نامسلمان تو که میبینی من دارم برای این مسیر صد تومن میدم باید متوجه باشی که دیرم شده و الا با خطی ۱۰ تومنی میرم
*دختر آقای جیمز باند🎠*
🗣 @tootiter
وقتی دارین داستان زندگیتون رو میگین ماجرا رو کامل بگین.
بگین کجاها حمایت مالی و عاطفی گرفتین.
از خودتون تصویر رستم دستانی که تونسته تنهایی بر تمام ناملایمات غلبه کنه ارائه ندید.
اونایی که میشناسنتون پوزخند خواهد زد و اونا که نمیشناسن حس میکنن چقدر ناتوان و بیعرضهان.
• هورتون •
🗣 @tootiter
احساس میکنم گاهی خیلی جنگیدم برای اینکه جلوی یک سری چیزها رو بگیرم، نذارم فلان اتفاق بیوفته، یا حتی تلاش کنم فلان مورد حتما اتفاق بیوفته، و چیزهایی مثل این...
و درنهایت همه چی برعکس چیزی شد که من میخواستم؛
و این وسط فقط و فقط انرژی خیلی زیادی ازم گرفته شد و فشار زیادی بهم وارد اومد.
میدونی!
واقعیت اینه که توو بعضی مسائل، زندگی
همونطور که باید، پیش میره و کاری نداره تو چه خواستهای داری
و اگر هم زیادی باهاش بجنگی و بخوای سد راهش بشی؛ فقط خودت رو خسته و بیجون کردی،
چون اون بالاخره کاری که بخواد رو میکنه و چیزی که باید رو پیش میاره.
💬ال
🗣 @tootiter