eitaa logo
گیل‌آوا▪︎
7 دنبال‌کننده
281 عکس
41 ویدیو
0 فایل
مثلِ شب ، ستاره هایی که میدرخشه! امید . لحظه را دریاب ... این لحظه دیگه تکرار نمیشه:) برام بنویس و توی صندوقم بنداز ، می‌شنوم : https://harfeto.timefriend.net/16785518645304
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام خوبین؟ یکم حرف بزنم واستون؟😔
میدونم دلتون برای نطق کردنام تنگ شده بود
درباره ی نوجوونی
نوجوونی هم بهترین سالها ان هم پیچیده ترین سالها
یعنی وقتی توش هستی ، با انواع افکار و نظریه ها و افسردگی و " خیلی یهویی از دنیای کودکی بیرون کشیده شدن" مواجه میشی (گاهی اوقات یه اتفاق باعثش میشه)
یعنی دیگه طرف با اتفاقات جدید مواجه میشه و اون دیدِ معصومانه ی دنیای کودکی کنار گذاشته میشه . کم کم به درکِ جدیدی از اطلاعات و اتفاقات میرسه که قبلا و توی دوران کودکی ، اون درکو نداشت .
البته این نقطه ی اوجه یعنی لزوما اون "بزرگ شدن" توی سن نوجوونی نیست . ممکنه یکی چندین سال بعد ، یا چندین سال قبل از نوجوونی بزرگ بشه
در حالت کلی اون نقطه ی اوجو میگم ؛ همون بزرگ شدن . تا اون بزرگ شدن ، قطعا اتفاقات مختلفی میوفته . تاثیر پذیری ها ، شروع ها و پایان روابط ، شکستن ها ، بلند شدن ها . و البته داده های پراکنده ای که از دنیای واقعی و خصوصااا برای نوجوان امروز ، *دنیای مجازی* به ذهنش ارسال میکنه .
آغا بزار پراکنده گویی رو کنار بزارم ؛ ۹۵ درصدِ این عشقایی که توی نوجوونی هست الکیه
و ۹۹ درصدِ کسایی که فکر میکنن عاشقِ یه نفرن ، یا فکر میکنن همجنسگران ، یا شکست عشقی خوردن و ... بر اثرِ تلقین ، عواملِ محیطی ، کمبودِ آگاهی ، اطلاعاتِ نادرست و پراکنده‌ ، راه دادنِ سمِ اطلاعاتی به مغزشون این فکرها رو میکنن .
بزار یچیزی رو بگم شاید باورتون نشه . خودِ من ، یمدت توی اوجِ کرونا و قرنطینه ، یه فکرایی میکردم . با خودم میگفتم که من که فلان اخلاق دخترونه رو ندارم ، من که بهمان نیستم ، من که بیسار ... یهو یچیزی توی ذهنم زنگ زد که : نکنه من فقط جسمم دختره؟ یعنی واقعنی پسر باشم؟ نکنه باید جنسیتمو عوض کنم؟ اگر نه و واقعا دخترم ، پس چرا اینجوریم؟ چرا فلان نیستم؟ بعد یچیزی توی ذهنم زنگ زد ؛ که اگه من شروع کنم به پر و بال دادن به این فکرا توی ذهنم ، چی از توش در میارم؟ و فهمیدم اگر بهشون ادامه بدم و از هرر رفتارم یچیزی بکشم بیرون ، آره دیگه یه ترنس از توم در میاد . فهمیدم همسنای من ، همچین چیزهایی رو بزرگ میکنن و به یه باور میرسن که آره ، من فلانم. بعد کوچکترین رفتارشونو به پای همون باور ثبت میکنن ، تا اونقدر بزرگش کنن که توش گیر بیوفتن .