eitaa logo
گیل‌آوا▪︎
7 دنبال‌کننده
281 عکس
41 ویدیو
0 فایل
مثلِ شب ، ستاره هایی که میدرخشه! امید . لحظه را دریاب ... این لحظه دیگه تکرار نمیشه:) برام بنویس و توی صندوقم بنداز ، می‌شنوم : https://harfeto.timefriend.net/16785518645304
مشاهده در ایتا
دانلود
خواسته‌م این بود هر لحظه بیشتر سرمو روی زانوهام بزارم و توی آرامش و غوغای اون لحظه‌م غرق بشم .
وقتی میخواستم به بقیه چای تعارف کنم ، پرسیدم قندش کو؟ گفت شیرین شده‌س . وقتی نشستم به خودم چایی نرسیده بود ؛ یه کوچولویی گفت نمیخواد و دادش به من . با قلوپ اول ، گفتم این شیرین شده‌س؟ اما کم کم انگار اون رنگ باخت ؛ شیرین و شیرین تر از همیشه شد . چای روضه ، تنها چایی ای بود که تلخیش هم شیرین بود .
شسته رفته میگین چرا هر روز هر روز روزِ چپ دستاس؟🤣 از روزِ دختر هم بیشتر شد که
ورزش کردم بازوهامو نمیتونم تکون بدم
مای ننه
میدونید شاعر چی میفرماید؟ میفرماید : بفرما بخور با خیارشور ، سوسیس با یه نونِ خوشکل ، سس و دوغ بریز یکی از بزرگانِ اهل تمیز اینو که خورد ، خواست به زنش نده رفت زیر میز
یه جوری همه چی داره متحول میشه ، که چرخید چرخید متهوع شد
یادش بخیر ..؛ ابتدایی که بودیم میخوندیم : غذای اردوی ما رشته پلو با عدسه بخورم ، نخورم ، گشنه میمونم قدر دست مامانو ، حالا میدونم به چپ چپ به راست راست از جلو نظام خبردار
یبار به دختر داییام شعرِ مامانم گفته به من دست تو دماغت نکنی رو یاد دادم😔😂 بعد رفتن توی گروه خانوادگی ویس گرفتن خوندنش ، تهشم خیلی استوار گفتن : این یادمون داده🤣🤣 خلاصه که دیگه بهشون شعر کمتر از پروین اعتصامی یاد ندادم . پ.ن : فقط باید به عنوان تربیت نمونه معرفیم میکردن
دیگه وقتش بود با این جلوه از من آشنا بشین🤣🤣
ولی بچه ها عرضم به طولتون که امروز چه روز مفیدی بود . ورزش کردم ، زبان خوندم ، درس خوندم ، ویس گوش دادم ، داستان نوشتم‌. تازههه مهمترررر با برنامه ای که ریخته بودم پیش رفتمم بزنید کف قشنگه و
توی راه برگشت از کلاس زبان ، خانه ی هنر و آگهی باشگاه سوارکاری و یه آموزشگاه باحال دیدم . خب ، این راه دیگه فقط راه برگشت از 《کلاس زبان》نیست :))