الان چندتا جذاب میان میگن : یعنیی تو میگی انسانیا درس نمیخوونن؟🤣
نه داداش
ما تازه دو روز اولیم😂
حالا مونده تا مثل تجربیا رُسمون کشیده شه.
اونقدر حفظ کنیم که نادرشاه رو با درجات جغرافیایی شمالِ غرب ، هاتانه هاتینه کنیم
معلمامون ندیدین
فعلا با دوتاشون آشنا شدیم
انقدر با درک و فهیم و با شعورن که نگم براتون
چقدرر به فکر و دقیق
جدیدا توی مجازی و اندکی در واقعیت ، ترند شده هر چی سگ اخلاق تر و بی انرژی تر و منزوی تر ، بهتر .
در صورتی ک کامل برعکسه
اینا ویژگی های یه آدم افسرده است که درمان میخواد
درمان
هدایت شده از منِ نوجوانِ بابرنامه
#آشنایی_با_قابلیتهای_خودم
#استادـمرجانی
💢 نکته مهم در نوشتن ویژگیهای اخلاقی، احساسات و رفتارها:
1️⃣ یادداشتهای روزانه، فقط گزارش اتفاقهای روزمره زندگی نیست، دفترچه یادداشت روزانه ما (دفترچه خودآگاهی) میتواند جایی برای نوشتن عمیقترین افکار و احساسات ما باشد.
2️⃣ به این اکتفا نکن که همه چیز را در ذهنت مرور میکنی؛ احساسات، عواطف، رفتار، ویژگیها و تواناییهایت را در ذهن و فکرت بررسی میکنی؛ اینها همه خوب است، اما همیشه نوشتن معجزه میکند. از زبان دلت شروع به نوشتن کن و در این تمرین روزانه و یادداشتهای روزانه پافشاری کن و جدیت و اراده داشته باش.
3️⃣ یکی از روشهایی که میتواند شوق نوشتن یادداشت روزانه درباره خودت را افزایش دهد، نوشتن "اگر"هاست.
چند نمونه برایت مینویسم، هر روز چند "اگر" در دفتر یادداشت روزانهات بنویس، اما از آنها درس بگیر و رهایش نکن.
⬅️ اگر در زندگی کمتر میترسیدم؛ آنگاه....
⬅️ اگر با مادرم برخورد بهتری داشتم؛ آنگاه...
⬅️ اگر به موقع کارها را انجام میدادم و کمتر به تعویق میانداختم؛ آنگاه....
⬅️ اگر به خودم اجازه بهترشدن بدهم؛ آنگاه...
🖍 نوشتن درباره خودت، توجه خودت را به خودت بیشتر میکند.
📝 نوشتن یادداشتهای روزانه درباره خودت را جدی بگیر و رها نکن.
🌸کانال منِ نوجوانِ با برنامه
@nojavanebabarname
احوالاتم؟ سخته مستقیم راجبش بگم
_سر به توی و سر به راه و سر به درس
_فروکش هیجانات اولیه
_خستگی زیاد و زیاد و زیاد
_خسته کننده و روز به روز افت هیجان زدگیها
_دوباره خستگی
به مدت یک هفته ، هر روز و هر زنگ یه کله فارسی داریم
بعدش یه کله عربی
یعنی تعادل نیس
گیلآوا▪︎
میدونین برخورد آب چجوریه؟ اگر بترسی و مدام دست و پا بزنی که غرق نشی ، بیشتر غرق میشی . اگر توی همون
اینبار که رفتم ، منم با آب دوست شدم .
خودمو رها کردم توی آب و گذاشتم چند ثانیهی اول آب بغلم کنه و با جریانش من رو پیش ببره ؛
و بعد آروم آروم پا زدم و خیلی نرم حرکت کردم .
فوق العاده بود
فوق العاده
میگفت هیچکس لیاقتمو نداره
ولی حرف اصلیش یچیز دیگه بود .
حداقل من میفهمیدم ؛ میفهمیدم چقدر شبیه خودمه .
حسرتش دیدنی بود و نبود
غصه و عصبانیتش از خودش که میخواست زیر لایه ای از خودپسندیِ متواضعانه(!) پنهان کنه رو ، میفهمیدم ولی چیزی نگفتم