احوالاتم؟ سخته مستقیم راجبش بگم
_سر به توی و سر به راه و سر به درس
_فروکش هیجانات اولیه
_خستگی زیاد و زیاد و زیاد
_خسته کننده و روز به روز افت هیجان زدگیها
_دوباره خستگی
به مدت یک هفته ، هر روز و هر زنگ یه کله فارسی داریم
بعدش یه کله عربی
یعنی تعادل نیس
گیلآوا▪︎
میدونین برخورد آب چجوریه؟ اگر بترسی و مدام دست و پا بزنی که غرق نشی ، بیشتر غرق میشی . اگر توی همون
اینبار که رفتم ، منم با آب دوست شدم .
خودمو رها کردم توی آب و گذاشتم چند ثانیهی اول آب بغلم کنه و با جریانش من رو پیش ببره ؛
و بعد آروم آروم پا زدم و خیلی نرم حرکت کردم .
فوق العاده بود
فوق العاده
میگفت هیچکس لیاقتمو نداره
ولی حرف اصلیش یچیز دیگه بود .
حداقل من میفهمیدم ؛ میفهمیدم چقدر شبیه خودمه .
حسرتش دیدنی بود و نبود
غصه و عصبانیتش از خودش که میخواست زیر لایه ای از خودپسندیِ متواضعانه(!) پنهان کنه رو ، میفهمیدم ولی چیزی نگفتم
یه نفر هم دیده بودم که رزمی کار میکرد
یعنی کاراته تا کمربند دان دو ، تکواندو هم تا مشکی
چندتا رشته ی رزمی دیگه هم کار کرده بود .
ازش پرسیدم چرا رشته های توپی نمیری؟
گفت بابام میگه آسیب زیاد داره
منم اونقدر تعجب کردم ؛ گفتم یعنی آسیبش از رشته های رزمی بیشتره؟
اونم گفت آره بابا
رفتم خونه دیگه این سوژهم شد🤣
حالا که خودم شروع کردم کار کردنشون و بازی کردن در رشته ی بسکتبال...
چشمتون روز بد نبینه ؛؛))
یجوری برای توپ حمله میکنن که انگار میدون جنگه
هیچ جوره هم ابایی ندارن ؛ این هل میده ، اون توپ میخوره تو سرش ، داخل زمین سر توپ دعوا میشه(باور کنید مثل بچه ها یکی این میکشه یکی اون! )
حالا من چی؟
توی بازی امروز یجوری حمله کردم توپو جلوتر از مهاجم حریف بگیرم که طوری لیز خوردم کف سالن پهن شدم که نگاه همه خیره موند
بدبخت طرف اونقدر نگران شد🤣
خودم چیکار کردم؟ میخواستم دفاع کنم برای گرفتن توپ اشتباهی محکم زدم توی کمر مدافع:))
بعد زدم به توپ خورد توی سر یکی
معذرت خواهیم کردم:))