باید با درس "همزیستی با مام میهن" پایه نهم آشنا باشید
این روزها زیاد یادش میکنم ...
خصوصا این پاراگرافِ 《این ستد و داد مادر_ فرزندی و جان فشانی یکی برای دیگری ، دو سویه است . اگر فرزند را ناخوشی و گزندی روی نماید ، مادر بی خویش و ناخوش و ناآرام است و هرگاه مادر را اندوه و آسیبی فراگیرد ، فرزندان نیز آرام و قرار ندارند و بی شکیب و به جان میکوشند تا آرام جای خانه را به آرامش بازآورند و خفاش خویان را از مهر رخ مادر ، دور بدارند .》
این روزها که حالِ ایرانمون خوب نیست ، ما هم قرار نداریم
ولو امید زیباست :) و هر شبی را سحری در راه است ...
این لباس فرمای لامصب انقدر گشادن که من مانتومو میتونم یه متر از اینورش و یه متر از اونورش بگیرم :))
شلوار که دیگه نگم واستون
انگار شلوار کُردی پوشیدم ؛ بقول فیلمِ آنتن ، زیبا جادار مطمئن🤣🤣
شلواره رو کلا دو سایز بزرگتر گرفتم🤣
نمیدونم اونموقع چی فکر کردم ولی الآن که نگاش میکنم خیلی گشاده :)
راستهی همشون همینقدره
کلا مدیرِ گرامیِ مدرسه به پوشش گشاد و امن معتقده😂
حالا کلاسمون
نخوام بگم چندتا ننه ور ورو(🤣) میگم که چندتا ور وره جادو دور هم جمع شدیم که از هر وقت خالی ای برای حرف زدن استفاده میکنن
و البتهه از هر فرصتی برای بحث سیاسی هم استفاده میکنن
ما بعضا و خصوصاا توی زنگ دینی و دفاعی ، بحث سیاسی داریم
از اوضاع کشور و ... حرفایی مطرح میشه که از هر جبهه ای میتونی توش پیدا کنی؛ و البته هر طرز تفکری
یه عده خودکم بینن که میگن هر چی مشکل هست توی ایرانه و ایران بده و هر چی توی خارجه خوبه ، یه عده خودبزرگ بینن میگن نه اصلا هیچ مشکلی نیست خیلیم خوبه
یه عده خنثی هم دارن فلافل میخورن به بحث نگا میکنن
حس میکنم اینجا اونطور که باید نقطه ی امنم نیست
انگار یه جای معمولیه مثل یه دوستِ معمولی که واسش از روزمرگی هام میگم
دیروز چیکار کردم امروز چیکار میکنم
هیچوقت میونه ی خوبی با معمولی ها نداشتم
همیشه دنبال عمیق ها بودم ؛ با اینکه میدونم عمقِ یه اقیانوس چقدر میتونه خطرناک باشه.
دنبال یه رابطه ی عاطفی عمیق ، افکار عمیق ، مفهومات عمیق
از سطحیات خوشم نمیاد
چیزهایی که امروز یه طورن و فردا یه طور دیگه
چیزهایی که/کسانی که اونطور که بنظر میان نیستن و خودشونو توی یه ظاهر پر زرق و برق گیر انداختن