ما بعضا و خصوصاا توی زنگ دینی و دفاعی ، بحث سیاسی داریم
از اوضاع کشور و ... حرفایی مطرح میشه که از هر جبهه ای میتونی توش پیدا کنی؛ و البته هر طرز تفکری
یه عده خودکم بینن که میگن هر چی مشکل هست توی ایرانه و ایران بده و هر چی توی خارجه خوبه ، یه عده خودبزرگ بینن میگن نه اصلا هیچ مشکلی نیست خیلیم خوبه
یه عده خنثی هم دارن فلافل میخورن به بحث نگا میکنن
حس میکنم اینجا اونطور که باید نقطه ی امنم نیست
انگار یه جای معمولیه مثل یه دوستِ معمولی که واسش از روزمرگی هام میگم
دیروز چیکار کردم امروز چیکار میکنم
هیچوقت میونه ی خوبی با معمولی ها نداشتم
همیشه دنبال عمیق ها بودم ؛ با اینکه میدونم عمقِ یه اقیانوس چقدر میتونه خطرناک باشه.
دنبال یه رابطه ی عاطفی عمیق ، افکار عمیق ، مفهومات عمیق
از سطحیات خوشم نمیاد
چیزهایی که امروز یه طورن و فردا یه طور دیگه
چیزهایی که/کسانی که اونطور که بنظر میان نیستن و خودشونو توی یه ظاهر پر زرق و برق گیر انداختن
_ موفقیت و محبوبیت مفاهیمِ خواستنی ای هستن
و باید براشون بهایی بپردازی .
باید بدونی از چه راهی و با چه هدفی میخوای بهش برسی
از چه ابزارهایی استفاده میکنی و از راهِ سالم و بی نیازی میخوایشون ، یا از نیاز و احساساتِ حل نشده و برای جبران .
یا رسیدنِ خودت ، یا فریبِ خودت:)
_توی یه پارادوکس
دیدی آگاهی داری و میدونی ، ولی کاری نمیکنی؟
آره آره ؛ احمق؟ صد در صد