eitaa logo
گیل‌آوا▪︎
7 دنبال‌کننده
281 عکس
41 ویدیو
0 فایل
مثلِ شب ، ستاره هایی که میدرخشه! امید . لحظه را دریاب ... این لحظه دیگه تکرار نمیشه:) برام بنویس و توی صندوقم بنداز ، می‌شنوم : https://harfeto.timefriend.net/16785518645304
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از من چیزهایی شنیدم؛
‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌دیشبي ، تو میانِ فکرهایم بودی. گنگ، مُوهوم، غیرِ روشن! درختي بود؛ بلوط .. قدیسه‌‌اي باشوکت‌ از تَمدن‌‌های کبیر با ریشه‌‌هاي عمردار..‌ ما را خواب می‌دید! ما دو غریب؛ یکي بامجمرِ گلاب ، قدومي فاتح. دیگري ناشجاع ، نابلَد، نا آشنا، نا.. ‌‌‌ ‌‌زیرِ سایهٔ‌تان، ایستاده‌‌ام؛ صُم و بُکم! به‌شما خیره‌‌ام، به‌‌حرکتِ زمان.. به‌‌مجمرِ گلاب ، به‌‌‌آن‌‌‌‌‌ هامُون‌‌ها ، به‌‌بلوط .. بَرزنِ ما کجاست؟ ما در کدام مبداء ، پَرت شده‌‌ایم.. ‌‌‌‌‌‌؛ انگار در دیرها، زیسته‌‌ایم. ؛ انگار..‌ ‌‌‌‌‌‌‌
هدایت شده از "مونلایت-
و اما کلماتی که سرچشمه‌اشون قلبه، حرف نمیزنن، چون برای به زبون آوردن ساخته نشدن، چون به زبون اومدن درونشون گنجیده نشده مشحون تو عمق ِ عمیق ِ گلو گیر میکنن و فقط از طریق دریای چشم میشه درونشون شنا کرد و موردو و کریستی اوه و کریستی کریستی انقدر قد کشیده که حتی کلماتی که از قلب نمیان هم درونش گنجیده نمیشن. تا کی؟ تا ابد آخ، تا ابد با نقطه*
مای گاد باور ناپذیر تونستم حسِ توی نگاهِ پر حرفِ دخترِ کریستی نامِ بالا رو بفهمم:) نگاهش؟ حرف و حرف و حرف مثل اونوقتایی که یه کاسه آب پشتِ سر مسافر ِ ت می‌ریزی و چند دقیقه رفتنشو نگاه می‌کنی مثل اونوقتا که آخرین خداحافظی رو میگی و در رو میبندی چشمها ، چشمه های بی انتهای اشک و دلتنگی میشن و نگاهت فقط یک جمله رو داد میزنه : دوباره ببینمش خدا دوباره:)
یا مثل اونموقع ها که یه دوستِ قدیمی رو میبینی و با شوق بغلش میکنی ... قلبها روی هم و لبخند ها کش اومده ی کش اومده مثل حلیمای سر صبحی:) چشمات میخنده ، قلبت میخنده ...
*دانلود احساسِ بالا
واقعا یه دوستِ قدیمی دارم که شدیدا دلم میخوادش و میدونم دیدنش همونقدر شوق داره . ولی خب جبر روزگار عجب بدسلیقه است
ولی دقت کردین؟ اینکه دوستی ها کمرنگ میشن و جایگزین میشن ،،،، یکم عجیب و شاید دردناکه. اینکه در عین حال ناراحتی که یه روز هر کدوم میرین پی زندگی خودتون و کم همو میبینین ، ولی در همون لحظه هم بدونی منطق و قانون زندگی همینه و کاریشم نمیتونی بکنی
سلام سلاطین
امروز به معنای واقعی داشتم توی باشگاه غش میکردم تب‌دارِ تب‌دارِ تب‌دار
یکم حالم میزون نبود خسته کوفته از مدرسه اومدم ، ناهارو که خوردم اومدم ۱۰ دیقه بخوابم تا کلاس ، که اون ۱۰ دیقه شد ۲۰ دیقه:)) هراسان و خوابالود پا شدم رفتم اونجا که دیرم رسیدم😂
بعد موقع بازی انقدرر دویدم که از تک تک جوارحم حرارت بیرون میزد حس میکردم دستگاه تنفسیم کاملا ویندوز پرونده، اصلا نفسم بالا نمیومد دیگه آخراش موقع سرد کردن واقعا رو به موت بودم لهیده ی لهیده