میدونم خیلی جاها قراره شکست بخورم ، خیلی جاها موفق شم ، خیلی جاها گریه کنم ، خیلی جاها بخندم ، خیلی جاها حرف بزنم و خیلی جاها سکوت کنم، خیلی جاها قراره دچار ابهام شم و دانسته هام زیر سوال بره و ...
هزاران هزار احساس متضاد که قراره توی این کارزار دنیا بیان خِر منو بگیرن (عبارت خشن تر در آغوشم بگیرن) و همینا باعث میشه پخته تر شم
اشتباهات بخش جدا نشدنی ای از آدمیت ماست.
اشتباهات نبود که تجربه و اختیار معنی ای نداشت
از من انتظار دارین اشتباه نکنم؟ بی نقص باشم؟ میتونم بپرسم شما کجای زندگیتون اشتباه نکردین؟ یعنی برهه ای از زندگی بوده که بگین نه من هرگز اشتباهی نداشتم؟
حوصله ندارم نظریه مارک منسن توی کتاب هنر ظریف رهایی از دغدغه ها رو که درباره چرخه ی جهنمی مطرح کرده بود براتون توضیح بدم.
فقط اینو بدونین که اگه به احساسات اجازه ابراز شدن ندین بدتر میشن؛ نباید خودمون رو بخاطر احساسات سرزنش کنیم.
سرزنش یعنی چی؟ یعنی وقتی مضطربین از خودتون بپرسین چرا مضطربم و بخاطر این مضطرب بودن ، دو برابر مضطرب شین.
یا بگین چرا ناراحتم و بخاطر این ناراحتی دوبرابر ناراحت شین.
این همون چرخه است؛ و "اشتباه" که گفتم از همین چرخس. پس فک نکنین اشتباه کردن اشتباهه
هدایت شده از تـوسکـٰا|"Toska"
یه جایی ارنست همینگوی میگه:
تو چنان شجاع و ساکتی
که فراموش کردم رنج میکشی
تـوسکـٰا|@Toska1214
گیلآوا▪︎
یه جایی ارنست همینگوی میگه: تو چنان شجاع و ساکتی که فراموش کردم رنج میکشی تـوسکـٰا|@Toska1214
دید آدمای زندگیم نسبت به من...