eitaa logo
گیل‌آوا▪︎
7 دنبال‌کننده
281 عکس
41 ویدیو
0 فایل
مثلِ شب ، ستاره هایی که میدرخشه! امید . لحظه را دریاب ... این لحظه دیگه تکرار نمیشه:) برام بنویس و توی صندوقم بنداز ، می‌شنوم : https://harfeto.timefriend.net/16785518645304
مشاهده در ایتا
دانلود
موسیقی✅
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار طالع بی‌شفقت بین که در این کار چه کرد برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر وه که با خرمن مجنون دل افگار چه کرد ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب نیست معلوم که در پرده اسرار چه کرد آن که پرنقش زد این دایره مینایی کس ندانست که در گردش پرگار چه کرد فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد ... حافظ
شعر ✅
چیزی که امشب میخوام راجبش حرف بزنم ، "بخشش خود"
خودتونو ببخشین اول از همه خودتونو ببخشین تا بتونین بقیه رو ببخشین ، خودتونو دوست داشته باشین تا بتونین بقیه رو دوست داشته باشین
خودتونو بابت اشتباهات ، نقصها و عیب‌ها ، اون‌باری که خنگ بازی در آوردین ، اون‌بار که احساس شرم کردین ، اون‌باری ‌که از دست خودتون عصبانی شدین ، و در کل بابت انسان بودنتون ببخشین
هدایت شده از ڪافــــہ ڪتــــاب ☕️🌿
انسان قلبی همچون قلب من ندارد. قلب انسان‌ها یک خط است، در حالی‌که قلب من دایره است، و من توانایی بی‌حد و حصر دارم که درست در زمان مناسب، در جای مناسب حضور پیدا کنم. نتیجه‌اش این می‌شود که همیشه انسان‌ها را در بهترین و بدترین حالتشان می‌بینم. من زشتی‌ها و زیبایی‌هایشان را می‌بینم و مبهوت می‌مانم که چطور موجودی می‌تواند این دو را با هم داشته باشد. با این حال، یک چیز هست که به آن حسودی‌ام می‌شود. انسان‌ها، اگر هیچ چیز دیگری نداشته باشند، این حس خوب را دارند که می‌میرند. 🍉 📚 کتاب دزد 💕 مارکوس زوساک ─═हई╬ @book_cafe1 ╬ईह═─
از ته اتاق با تب و کرختی و بدن درد و کنسلی برنامه ها به خودم سلام میکنم
هدایت شده از •رؤیاےشَـب•
خیلی قشنگ بود! میز و صندلی های فیروزه ای، با رومیزی سفید گلدار، دیوارهای صورتی و فیروزه ای.. اینقدر محوش شدم که کلا یادم رفت عکس بگیرم؛ از انگیزه بچه‌های اونجا واقعا لذت بردم، از کارهایی کردن و هدف‌هایی که دارن گفتن و من فقط گوش دادم و لبخند زدم.. ـ یکیشون میگفت اسمت خیلی آشناست و من حتی اسم خودش روهم نمی‌دونستم؛
هدایت شده از -𝘠𝘶𝘨𝘦𝘯
-داخل ذهنت چیه؟ +پوچی و پوچی -پس برای چی انقدر میون افکارت سردرگمی؟ +اون پوچی پر شده از فکرای جور واجور. پر از دردای نامفهوم. پر از همه‌چی اما در عین حال هیچی.