بیقرار توام و در دل تنگم گلههاست
آه بیتاب شدن، عادت کمحوصلههاست
همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصلههاست...
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پرزدن چلچلههاست
بیتو هر لحظه مرا بیم فروریختن است
مثل شهری که بهروی گسل زلزلههاست
باز میپرسمت از مساله دوری و عشق
و سکوت تو جواب همه مسالههاست!
فاضل نَظَرے*