هدایت شده از خانم سین.کاف
ولی بیاید قبول کنیم همه ی همه ی ما
خواسته یا ناخواسته
قسمت بزرگی از وجودمون رو توی نیمه ی دوم سال 98 برای همیشه جا گذاشتیم
و مهم تر از اون
همه ی باور ها و اعتقادتمون یک باره فرو ریخت و دوباره ساخته شد
98 جهنمِ بهشت بود
من از ۹۸ به بعد سر به توی شدم .
بگم چطور؟ دیدی دکتر ها میگن اگر مریض باشی ، شبها بیشتر از روزها درد رو حس میکنی؟ چون توی روز سرت مشغول و شلوغ تره و حواست پرته ؛ ولی به محض اینکه توی شبِ ساکت و تاریک ، اون سروصدا آروم میگیره تو تازه درد رو به اندازه خودش حس میکنی .
برای من همین بود . از غرق شدن یهو رسیدن یه به ساحل شنی که عه من تمام مدت داشتم شنا میکردم و حواسمم نبود عضله ام گرفته!
جهنمِ بهشت لفظ مناسبی براشه
هدایت شده از •رؤیاےشَـب•
خب بیاید که دوباره میخوام تقدیمی بدم :)😂🌙
ـ به عنوان آخرین تقدیمی سال 1400، این پیام رو تا چهارشنبه فور کنید؛ و من هم یک جمله یا قسمتی از یک کتاب رو که امسال خوندم، بهتون تقدیم میکنم =))📚 ـ
•❮ آخر هفته تقدیمی هارو خواهم گذاشت! ❯•
⟦ @royaieshab1 ⟧
هر جا میرفتی کلی جنب و جوش و سر صدا و شور بود ؛ همه آهنگ گذاشته بودن
یعنی همش صدای آهنگ میومد و هر چند قدم یه بساط روی زمین پهن شده بود که چیزای قشنگ هفت سین و ماهی قرمز و تُنگ و ترقه مرقه میفروختن :)
گیلآوا▪︎
برای @torangan از طرف @nenenm امیدوارم خوشت بیاد داداش خوشگلم 😔❤️🍟
وای خیلی زیبا و آرامش بخشه :)
ممنون داداش🙂😂💜