اونایی که براشون مهم نیست بقیه چه فکری راجبشون میکنن ، دنبال راضی نگه داشتن همه نیستن ، کار درست خودشونو میکنن ، عزت نفس دارن و به خودشون و توانایی هاشون باور دارن شیش هیچ از بقیه جلوترن .
تو دنیایی که یک چیز با معیارای مختلف تعریف میشه و در نظر بقیه فاکتورِ «زیبا» یا «زشت» میگیره ؛ (دو فاکتور متضاد)
با همین اساس ، تا زمانی که آدما متفاوتن و معیارهای متفاوتی دارن تو در نظر همه خوب و عالی نیستی .
کاری کن که وجود و عقلت اونو خوب میدونه ؛ بقیه مختارن خوششون بیاد یا نیاد و تو هم مختاری که برات مهم نباشه
جایی لازم دارم که بتونم بلند داد بزنم و هر چی درونمه رو خالی کنم .
شاید اینطور سمفونی توی ذهنم خفه بشه و من بتونم خودمو لا به لای اون همه صدای مشوش تشخیص بدم .
هدایت شده از - مَهجور -
وقتی نویسنده یا شاعر باشین دنیا رو یه جور دیگه میبینین. به کوچکترین چیزا توجه میکنین مثلا به چشم های آدما تو نور آفتاب، یا نیمچهلبخندی که بعضیا رو لب شونه، یا به حرکت ماشینها تو خیابون، یا به یه نخ مو که افتاده رو صورت تون، یا برقِ نگاه آدما. همه چی. خیلی جذابه که میتونم چیزایی رو ببینم و توصیف کنم که شاید شما هم هزار بار دیده باشین اما با گفتنِ من بیشتر بهش توجه میکنین. من همیشه هر جا به حرکات و رفتار و اجزای صورت آدما خیلی دقت میکنم. اگه بدونین وقتی میخندین چقد قشنگتر میشین :))