هدایت شده از زُحلخانم؛
اهم خب ؛ حقیقتا این روزا حس میکنم که والیپیر ها خیلی حس قشنگی منتقل میکنن ؛ پس دوست داشتم بهتون والیپیر هایی که حس شمارو بهم میدن رو هدیه کنم .
اگر دوست داشتین این پیامو توی چنلتون فور کنین که پیداتون کنم و والیپیری که حس شمارو میده رو بهتون تقدیم کنم .
[حس میکنم این کار خیلی تکراری شده 😂😭 ؛ اما جدیدا یه والیپیرهایی دیدم که واقعا دلم نیومد بهتون تقدیمش نکنم .]
هدایت شده از مدرسهامید | رُشد
•| #راهنما |•
آدمهاییکهتلاشمیکنندرفتارِدیگرانرا
تقلیدکنند، گوهرِ وجودیخود را
درک نکردهاند و قطعا از عزت نفس واعتمادبهنفس پایینی برخوردار هستند. وهیچموقعرضایتدرونیازخود ندارند
و همیشه فکر میکنند که دیگران بهترند
یا زیباتر یا بهتر حرف میزنند
یا بهتر رفتار میکنند ؛
یادمان باشد هر کدام از ما،
برای خودمان نسخه خودمان هستیم.
زیبا این است که این را درک کنیم:
ما اشرف مخلوقاتیم و باید
به اینباور برسیم که منبهخودی خود،
انسانِ لایق و سزاواری هستم.
ـــــــــــــــــــــــــــ💜☁️ ــــــــــــــــــــــــ
@Barkhiha
جوری که من پایه بیرون رفتنم و همه برنامه ها رو من میچینم :
جوری که عاشق خریدم :
پ.ن : اینکه میتونی بهم اعتماد کنی رو علامت نزدم به این معنی نیس که قابل اعتماد نیستم . شدیدا راز دار ام اتفاقا
ولی دوست ندارم کسی بهم امیدوار شه یا عمیق ترین چیزهاشو به من بگه. به دوش کشیدن رازهای بقیه راحت نیست:)
مگه اینکه به یه آدم حرفه ای بخوای بگی تا بتونه از طریق حرفات و رازات بهت کمک کنه یعنی لازم باشه که بدونتش
من کار زیادی از دستم بر نمیاد.
و اینکه زدم صادق نیستم به معنی دورویی نیست. من بعضی وقتا ناراحتی و خشمم نسبت به دوستام رو پنهان میکنم که اینم یجور عدم صداقته
گیلآوا▪︎
جوری که من پایه بیرون رفتنم و همه برنامه ها رو من میچینم : جوری که عاشق خریدم : پ.ن : اینکه میتونی ب
عا راستی انگیزه هم تیک
انگیزه میدم.
تلفنی هم بستگی داره چی باشه
گیلآوا▪︎
جوری که من پایه بیرون رفتنم و همه برنامه ها رو من میچینم : جوری که عاشق خریدم : پ.ن : اینکه میتونی ب
عه راستی سنتی هم دوست دارم :)
هدایت شده از - مَهجور -
دیدم که چشمانم پیر شده است. دیدگانم تمام دنیا را تیره و تار میبیند. دیگر با لبخندهای محزونم کنار چشمم چروک نمیافتد. در رویا غوطه ورم، گویی نگاهم دیگر زیبایی نمیبیند. خیس نمیشود اما همه چیز در دیدهام سیاه و سفید است. برق چشمانم خشک شده است وُ نایِ پلک زدن ندارم چون چیزِ تازهای برای دیدن وجود ندارد. همه چیز برایم یک رنگ است، گویا بر جهانِ دیدهام رنگ خاکستری پاشیدهاند. باز و بسته بودنِ پلک هایم برایم هیچ تفاوتی ندارد هر دو خاموش است. با چشمانِ باز درونِ سیاهی سقوط کردهام. چون شبگردِ بیچراغ دل و دیدهام، تاریکِ تاریک است. غم دامنِ دنیایم را میسوزاند و چنگ میزند بر مژه هایم. زندگی در مقابل چشمانم بیرنگ است. گوش هایم هیچ نوایی را نمیشنود، انگار در بین مردمان هستم اما آنها مرا نمیبینند یا نمیشنوند. فقط صدایِ نازکِ زنگی ممتد و عمیق در گوش هایم منعکس میشود. چون کسی که در حالِ فرو رفتن در اعماقِ اقیانوس است؛ میبیند، اما پژواکی حس نمیکند. سرم درد میکند از انعکاسِ فریادهایم. گویی لالم، صدایم را نمیشنوند. فقط خودم میتوانم نوای ناله هایم را بشنوم، همچون طبلی در گوش هایم طنین انداز میشود وُ بدنم را به رعشه میاندازد. بازتاب صدایم گوش خراش است. از شیون های بیهوده خستهام. این مردمان نه مرا میبینند، نه میشنوند و نه میخوانند. انگار من تمام اینها را درونم انجام میدهم وُ آنها قادر به دیدنِ نهفته هایم نیستند. من اندر قفسِ خویش محبوسم. راهِ گریزی از اندوهِ وجودم نیست. من مدت هاست پیر شدهام. #ویان
هدایت شده از زُحلخانم؛
بنظرم بخواب ؛ بعد سحر پاشو دیگه نخواب .
بعد از مدرسه که اومدی خونه بخواب 😂😂.
من امروز اینو امتحان کردم خوب بود .