eitaa logo
گیل‌آوا▪︎
7 دنبال‌کننده
281 عکس
41 ویدیو
0 فایل
مثلِ شب ، ستاره هایی که میدرخشه! امید . لحظه را دریاب ... این لحظه دیگه تکرار نمیشه:) برام بنویس و توی صندوقم بنداز ، می‌شنوم : https://harfeto.timefriend.net/16785518645304
مشاهده در ایتا
دانلود
امروز اولین روز مدرسه بود که به طور کامل میرفتیم . حول ۹۹ درصد مدرسه اومده بودن و این خوب بود خیلی روز زیبایی بود ؛ دوباره حس و حال مدرسه بعد از مدتهاا زنده شد و جون گرفت. اون یواشکی حرف زدنا ، بازی ها ، شوخی ها... اینکه مدیر گفت از حرفای بیهوده پرهیز کنید تا انرژی برای درس داشته باشید هم ، همونموقع که شنیدم فهمیدم این فایده نخواهد داشت و همه به اون روند وروره جادویی(عه ببخشید ، سخنان گرانبار زدن) ادامه خواهند داد/خواهیم داد🤣 پ.ن : وی اشاره می‌کند خودش کم هم حرف نزده. البته سعی میکند یکبار چشم غره معلم فناوری را حساب نیاورد
دو بار هم ضایع شدم
بیشتر اینو فهمیدم که معلم چقدرر میتونه تاثیر گذار باشه بحث فضا توی کلاس علوم بود و درسِ نجوم ، که یهو از انوشه انصاری شد و بحث کلیشه های جنسیتی توی کشور ها و عدم پیشرفت . این موضوعات ، موضوعِ درس نبود ؛ ولی موضوع جامعه بود! مشکل جامعه بود! نیومد یه درس بده و بره . درباره نظام آموزشی حرف زد و اشتباهاتش؛ چیزایی که من همیشه میخواستم بگم . اون معلم ، در کنارِ درس دادن فوق العادش ، سعی کرد فرهنگ سازی هم کنه . اون یادگیری براش اولویت بود نه نمره و این واقعا حس میشد . گفت راه موفقیت چالش زیاد داره و شما تا تلاش نکنید و تجربه کسب نکنید نمی‌تونید به موفقیت واقعی برسید . گفت نظام آموزشی و کلا پدر مادرها از فرزند انتظار نمره ۲۰ دارن ؛ ۲۰ ۲۰ ۲۰ و همش ۲۰ . گفت شما قانعشون کنید که شما یجایی کمتر درس خوندید ، یجایی از درس رو نفهمیدید ؛ شما ربات نیستید! و حلال اولسوووون!!! از اونجایی که نمیتونستم ساکت بمونم منم پا شدم درباره نظام رباتی آموزش یکم حرف زدم و در همون خلل فهمیدم لازمه بیشتر اطلاعات جمع کنم
معلما گفتن جلوی دوست های روزه‌تون چیزی نخورین گناه دارن . بعد بچه ها یه آمارگیری کردن که بفهمن . از اونموقع هر کس تو دستش خوراکی بود یا میخواست آب بخوره منو که میدید کج میکرد😂😂 یکی که از در کلاس برگشت تا آب بخوره بیاد . اون‌یکی به نماد احترام دستشو رو سینش گذاشت ، بطری گرفت تو دستش ، رفت خورد ؛ وقتی اومد دوباره به نماد احترام دست روی سینش گذاشت ، بطری رو گذاشت ، نشست🤣 میخواستم بگم شل کنین بابا🤣 من اونموقع گشنم نبود سحری هنوز تا گلوم بود.
ولی شاید یکی دیگه دلش می‌خواست من چمیدونم اصن🤣
طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق💚
سلام سلام
قسمت آخر خاتون رو دیدم و دلم خون شد خون
چقدر غمگین
چقدر تاسف بر انگیز
نمیدونم چطور توصیف کنم حس الانمو... ایرانِ من زخم زیاد خورده ، جون زیاد داده ، از خون خیلی رنگین شده ... ایرانِ من توی تاریخ هربار میوفته و بلند میشه... ایرانِ من... در طول تاریخ ، چه شیرزن ها و شیرمرد هایی جنگیدن برای وطنشون ، کشورشون و حقا که شیر مادر حلالشون...