نمیدونم چطور توصیف کنم حس الانمو...
ایرانِ من زخم زیاد خورده ، جون زیاد داده ، از خون خیلی رنگین شده ...
ایرانِ من توی تاریخ هربار میوفته و بلند میشه...
ایرانِ من...
در طول تاریخ ، چه شیرزن ها و شیرمرد هایی جنگیدن برای وطنشون ، کشورشون و حقا که شیر مادر حلالشون...
هدف تینا پاکروان همین بود ؛ تحریک حسِ وطن پرستی خصوصا الآن که شرایط توی ایران چندان خوب نیست ، یادآوری اینکه چه کسایی بودن که پای این کشور وایسادن و ما نباید جا بزنیم .
خاتون فقط یه فیلم نبود ؛ آگاهی ای از تکرارِ تاریخ بود
و راجب کارِ بحث برانگیز شیرزاد
من از اول شیرزاد رو یه شخصیتِ مطلق سیاه نمیدیدم . برخلاف چیزی که سعی میکرد نشون بده ، آدمِ خیلی عاطفی ای بود و تصمیماتش هم از روی عاطفه بود .
اون عاشق بود ولی بلد نبود عشقو چطور نشون بده؛ بالاخره یه بچه ی خان و یه نظامی در طول زمان با حسِ مالکیت و وظیفه شناسی بزرگ میشه.
بعد از اینکه خودخواهی کرد و پس زده شد چون براش سنگین بود ، بازم با خودخواهی دنبال خاتون میگشت . و وقتی باز پس زده شد سعی کرد عشق رو تبدیل به نفرت کنه ولی همون موقع واضح بود که این یه تصمیم هیجانیه😂
البته اینکه میخواست دیگه با خاتون کاری نداشته باشه و به دردی از عشق ناکام همیشه گوشه قلبشه عادت کنه ، میتونست یه تصمیم جدی باشه ولی خب باز با یبار دیدن اینکه خاتون تو خطره کل اون تلاشه دود شد رفت هوا .
قصه ی عشق شیرزاد به خاتون حالا حالاها سرِ دراز داشت و تموم نمیشد
حتی اگر سعی میکرد با ماری جاشو پر کنه .
و یه مسئله دیگه توی سرهنگ ملک ترس بود ؛ ترس .
و حس عشقش نسبت به خاتون و اتفاقات مختلف وسیله ای شد که اون ضعفِ خودخواهی و ترس بالاخره توسط شیرزاد از بین بره و اون به خواسته قلبیش یعنی وطن پرستی و داشتنِ عشق برسه.
آره شیرزاد از اول اینطوری نبود ؛ وطن پرست بود و خاتونو واقعا دوست داشت . ولی ترس و خودخواهی به ترتیب بهش غالب شدن .
و اون در نهایت تصمیمی بر اساس وجدانش گرفت و به اصلِ قبلی و قلبیش برگشت و به خاطر عشق به وطن و البته به خاتون فداکاری کرد و ترسو شکست داد
رضا فخار هم که جبهش مشخصه
با حسِ وطن دوستی و حق خواهی و دلسوزی و فداکاری بزرگ شد مثل پدرش ؛ بالاخره راحت نیست از آرامش خودت بزنی برای بقیه و کشورت.
کسی که برای عشق به وطن انقدر فداکاره ، پس طبیعیه اون فداکاری رو نسبت به اولین زنی که عاشقش شده هم نشون بده .
و همین باعث شد که بجنگه ؛ تا آخرین نفس.
نه صرفا برای خاتون ؛ وقتی شروع به رابین هود بودن کرد اصلا خاتونی وجود نداشت
برای وطن!