eitaa logo
گیل‌آوا▪︎
7 دنبال‌کننده
281 عکس
41 ویدیو
0 فایل
مثلِ شب ، ستاره هایی که میدرخشه! امید . لحظه را دریاب ... این لحظه دیگه تکرار نمیشه:) برام بنویس و توی صندوقم بنداز ، می‌شنوم : https://harfeto.timefriend.net/16785518645304
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از نورهای تاریک
از وجودت راضی و مفتخر باش چون تو با تمام نواقص و تاریکی‌هایی که داری، چه بخواهی و چه نخواهی، قطعه‌ای از پازل بشریتی و در درونت چیزهایی داری که مفاهیم هستی رو کامل می‌کنن.
حس میکنم تاثیری نداره انگار فقط دارم خودمو سر میدوونم و از فهمیدن یه حقیقت فرار میکنم و صدایی که تو ذهنم میگه فرار میکنی یا میخوای که بخوای و بتونی؟ و من نمیدونم ؛ هیچ چیز نمیدونم.
و همون صدا میگه بیشتر دقت کنی بیشتر به نظر نمیای و داری خودتو گول میزنی چون هر چی بیشتر سعی کنی مهربون بنظر بیای بیشتر میفهمی مهربون نیستی .
از چیزی که شدم متنفرم میخوام‌ که نباشم ولی هستم و هر چی سعی کنم بیشتر نباشم ، بیشتر میفهمم که هستم.
لطفا گایز من اینروزا خوب نیستم . نمیتونم انگیزه بدم یا چی اگر حس بد میگیرین لفت بدین ؛ حتی اگر هیچکدومتون قراره نمونید .
اگه میدونستم دیگه قرار نیست ببینمشون ، بهتر خدافظی میکردم اگر میدونستم دیگه قرار نیست اون حس های ناب و خنده های عمیق رو تجربه کنم ، محکمتر و عمیق تر بغلشون میکردم. ولی ما اونروز خیلی معمولی خداحافظی کردیم . هیچکس از قبل نیومد شیپور بکشه که آهای مردم ، دریابید تا دو سال بعد که روی این نیمکتا برمیگردین هیچکدومتون آدمی که الآن هستین ، نموندین... برای همین ما چه میدونستیم؟ فکر میکردیم شنبه بازم با غرغر پا میشیم‌ میایم مدرسه ، سر صف زیر لبی با هم حرف میزنیم و دوباره پیش دو تا نیمکت آخری ردیف وسط پیش هم میشینیم و همش دنبال فرصتیم تا برگردیم ، با هم حرف بزنیم و بازی کنیم . کسی نگفت ، برای همین ما خیلی معمولی خداحافظی کردیم . صدای زنگ که اومد کیفامونو برداشتیم ، چراغارو خاموش کردیم و طبق روال پله ها رو پایین رفتیم ؛ رفتیم و رفتیم و مثل هر روز از اون شش ماهِ پر ماجرای سال ۹۸ فقط گفتیم 《خداحافظ》و دستی هم تکون دادیم ؛ خیلی معمولی ماشین سوار شدیم و رفتیم . و من ، من ... دیگه ندیدمشون...
هدایت شده از "مونلایت-
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حتی نتونستم یه لحظه اشو کات کنم:))))))))))))))))))))
هدایت شده از "مونلایت-
دو هفته اخیر خیلی احساسات پیچ‌درپیچ و گره‌خورده و واقعا درد‌آلودی داشتم ولی الان با تک تک تار و پود وجودم خوشحالم و حس خوبی نسبت به زندگی دارم بعضی وقتا زیادی رو خودمون و زیادی رو مشکلات فوکوس میکنیم، شاید فقط نیازه سرمون رو بالا بیاریم و ببینیم که، هِی من تنها نیستم و خیلیای دیگم هستن که دارن رو دریاچه یخ قدم برمیدارن پس بیخیال فقط بیا زندگی کنیم، بیا قهقهه بزنیم و برقصیم بیا با بستنی و آب پرتقال به هدف خوشی مست کنیم و بخندیم و بخندیم و بخندیم انقدر که نفس تو ریه حبس بشه و همونجا بمونه یادم میاد یه عزیزی بهم گفته بود"اصل ِ زندگی همیشه بد و دردآلود نیس، هرچند خالی از درد هم نیس دقیقا همونجاییه که یاد میگیری تو اوج درد، بلندشی و اونجا قهقهه و لبخند بزنی تو آرامش خندیدنو که همه میتونن، تو درد قَد راست کردنو کی میتونه؟ " میبینی؟ میبینی که از پسش براومدم؟ میبینی اینکه "خیلی مونده" دیگه دلیل هراس نیست بلکه دلیل بودن و ادامه دادنمه؟ زندگی بودنه، و من بودم من عمیقا با همه وجودم بودم میبینی که من جلو نمیرم تا برسم؟ میبینی که من همین حالاشم رسیدم؟ فکر کنم دوباره منتظرم پس بیا به بغل کردن تک تک مشکلات ادامه بدیم نهایتا، میدونی چی میخوام؟ لحظه لحظه زندگی رو، کمتر از لحظه ام داریم؟ اگه باشه اونم میخوام:)))))))))))))))))))))))))))))))))) -اندر احوالات زندگی کردن| 7 آوریل 2022
تا حالا فکر کردین چرا ما یکی رو دوست داریم؟ یعنی چی باعث میشه یکی رو دوست داشته باشیم؟