من خوشبختی را در رقصِ بی محابای باد دیدم
در صدای خش خش برگ زیر پای گربهی همسایه...
در تلالو ستاره ها و صدای جیرجیرک های شب پرک...
در بوی درخت ، ترِ شبنم ، در نسیمی به خنکای یک شالیزار ...
من حس میکنم دویدنِ هوای تازه سازِ درختها را به روحِ طراوت جوی انسانیام...
قایم باشک بازی ابرها و ماه ، بی قرار و بی قرار و بیقرار...
آرام و آرام و آرام...
آرامِ آرامِ آرام...
توی شب احیا یکیو دیدم جدا از اینکه نمیشناختمش و اون با شوخی گفت چرا نمیشناسی و خودش معرفی کرد ، بهم گفت قبلا توی یه مسابقه دوم شده بودی میخواستم ببینم هنوز زرنگ هستی یا نه ؛ منم گفتم آره هنوز هستم😐
خودِ جمله ایرادی نداشت ، ولی یه لطف دارینی ، یه محبت دارینی ، یه ممنونی چیزی میچسبوندی تنگش آخه زن🤣
خیلی بی مقدمه گفتم آره هنوز زرنگم🤣
فک کنم منتظر همون لطف دارین بود که دو،سه بار تکرارش کرد :))
بچه ها یچیزی میپرسم که میخوام نظرتونو بدونم :
«چطور از نهایتِ پتانسیلمون به عنوان یه انسان استفاده کنیم؟»
منظورم همه ی پتانسیل هاست .
توانایی هامون ، شرایط ، خلاقیت ، استعداد ، ایده ها و ...
و همه ی ابعادمون به عنوان یه انسان .
چطور از اینها استفاده کنیم که به بیشترین رشد و بهره وری ممکن برسیم؟
اگر نظری دارین لینک هست ، یا اگر کانال دارین توی کانال خودتون
واقعا خوشحال میشم نظراتتونو بشنوم :)
هدایت شده از داوش فندک داری؟
@podchi34082088306307.mp3
زمان:
حجم:
20.9M
گوش بدید ؛ به دردتون میخوره :>