eitaa logo
گیل‌آوا▪︎
7 دنبال‌کننده
281 عکس
41 ویدیو
0 فایل
مثلِ شب ، ستاره هایی که میدرخشه! امید . لحظه را دریاب ... این لحظه دیگه تکرار نمیشه:) برام بنویس و توی صندوقم بنداز ، می‌شنوم : https://harfeto.timefriend.net/16785518645304
مشاهده در ایتا
دانلود
به دلخواه شد
عکس هایی به طعم قهوه ی کلاسیک :) زیبا
جو کانال شدیدا دلخواه شد💃
شبتون بخیر🧡
دیگه هرکی بپرسه رنگ مورد علاقه ، میگم قهوه ای :)
هدایت شده از عجب .
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عام خب اگه خواستین این پیامو فور کنین تقدیمی از نوع آنه شرلی بهتون بدم.. (می‌دونم فور نمیشه ولی خب) @aajaaab ارادتمند: آسمان
هدایت شده از •رؤیاےشَـب•
این‌رو من بارها و بارها برای هر مسئله‌ای گفتم؛ که انتخاب‌ها تعیین کننده واقعیت باطنی ما هستند، و ما با تصمیم‌هایی که در مسیر زندگیمون میگیریم تعیین میکنیم چطور از پتانسیل‌ وجودمون استفاده کنیم! در هر مقطعی این راهکار متفاوته، چرا؟ چون وظایف ما در هر مقطعی که هستیم و جایگاهی که داریم فرق میکنه، پس من به وظیفه‌ام "برای‌مثال" به عنوان یک محصل عمل می‌کنم و نهایت سعی خودم رو هم قطعا خواهم کرد تا بهترین خودم باشم و ''بدونم من به یک نمره، به یک درس و به یک توصیف از طرف بقیه محدود نخواهم شد''، اما اکنون وظیفه‌من همینه. ⦅خودمون رو در جبر محیط زندانی نکنیم!⦆ خودمون رو در بند دانسته‌های ناقصمون محدود نکرده و اجازه ندیم غرور مارو از رشد کردن دور کنه..
وای نژلا نژلا نژلا من با این رمان توی این دو روز زندگی کردم! با نژلای قصه زندگی کردم و زیباترین زیباترین زیباترین رمانِ مجازی بود که خوندم و تا حدودی پایه واقعیت توش به شکل میخورد قششنگ :)))
یهو میرفتی ، محو میشدی ، عدم میشدی بعد نامرئی به دیدن بقیه مشغول میشدی . میدیدی که مامانت هر روز پا میشه و پی زندگیش ، بابات همینطور میرفتی مدرسه و خوش و بش های دوستات و جریان زندگی رو میدیدی لبخندها رو میدیدی ؛ میدیدی و خودت لبخند میزدی بدون اینکه تصمیم خاصی بگیری ؛ فقط می ایستادی و میدیدی! توی یه گوشه کنج نیمکت مدرسه ، همه زندگیت رو مرور میکردی و به خودت اجازه باریدن میدادی قشنگه نه؟ اعتیاد آوره نه؟ مث یه کما چنین چیزی بود ، شک داشتم توش میموندم شاید گاهی یه سری میزدم ، ولی مطمئنم یروز ، من برای این من فریاد می‌کشید .