eitaa logo
خانه قرآن شهری ترنج بندرانزلی
449 دنبال‌کننده
3.8هزار عکس
3.5هزار ویدیو
33 فایل
۲۷ سال سابقه نشر و ترویج و اشاعه فرهنگ قرآنی. برگزاری محافل بزرگ قرآن کریم. برگزاری مجالس اهل بیت علیهم السلام ترنج ( تربیت. نیروی. جوان ) ارتباط با مدیر کانال، حسین رضوانی ۰۹۱۱۶۶۰۸۹۶۰ ۰۹۱۱۹۸۸۹۱۳۱ در پیام رسان ایتا
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دعوا شده بود، آقا (ع) رسید. گفت: آقای قصاب ولش ڪن بزار بره. گفت: به تو ربطی نداره. گفت: ولش ڪن بزار بره. به تو ربطی نداره. دستشو برد بالا، محڪم گذاشت تو صورت علی(ع). آقا سرشو انداخت پایین رفت. مردم ریختن گفتن فهمیدی ڪیو زدی؟! گفت: نه فضولی میڪرد زدمش. گفتن: زدی تو گوش علی(ع)، خلیفه مسلمین. ساتورو برداشت دستشو قطع ڪرد، گفت: دستی ڪه بخوره تو صورت (ع) دیگه مال من نیست... دستی ڪه بخوره تو صورت امام زمانم نباشه بهتره..... (عج) فرمود: هر موقع میڪنی یه سیلی تو صورت من میزنی. 📚بحارالانوار ج۴۱، ص ۲۰۳-۲۰۴ الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۷۵۸-۷۵۹ @torraanj
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🖌نویسنده: سید حسین میرصادقی معروف ‌به جمال میرصادقی نویسنده، مدرس و پژوهشگر است با بیش از هفتاد جلد کتاب رمان، داستان بلند، 📚خلاصه کتاب نویسنده در مقدمه‌ی کتاب، روایت‌های واقعی از سه راوی مختلف را بیان کرده است که تجربه‌های متفاوتی از مرگ و آن سوی مرگ دارند. نویسنده با دوست خود، محمدحسین حاجی‌ده‌آبادی با هدف انسان‌شناسی سفرهایی به شهرها و روستاهای مختلف کشور ترتیب می‌دهند و قصه مردمان مختلف را ثبت و ضبط می‌کنند. در جریان همین سفرها با دو نفر روبه‌رو می‌شوند که ادعا می‌کنند تجربه مرگ دارند و قصه مُرده و زنده شدن خود را برای آن‌ها تعریف می‌کنند. سال‌ها بعد که نویسنده فراغ بالی می‌یابد؛ با کمک همان دوست خود به سراغ این موضوع می‌روند. کار را از بیمارستان‌های تهران شروع می‌کنند و سراغ کسانی که تجربه مرگ داشتند را می‌گیرند. افراد زیادی به آن‌ها معرفی می‌شوند که همه، بدون استثنا، خاطرات جالبی برای گفتن داشتند، اما خیلی از خاطرات شبیه به یکدیگر بوده است. در این بین اشخاصی که قصه مرگشان را تعریف کردند، به سه دسته تقسیم می‌شوند: گروهی پس از خارج شدن از جسم خود، در تمام مدت داخل بیمارستان مانده‌اند؛ برخی فراتر از محیط بیمارستان، بین مردم شهر شناور شده‌اند و دسته سوم به جهانی ورای جهان زمینی کوچ کرده‌اند.  به طور کلی، کتاب تجربه سه نفر از افرادی است که شِمّه‌هایی از عالم پسین را دیده‌اند و روایت کرده‌اند. جالب این است که اغلب کسانی هم که از تجربه مرگ خود گفته‌اند، حاضر نشدند نامشان را فاش کنند. @torraanj
🖌 نویسندگان: علی شیرازی / سعید علامیان سال 61 در حمدیه‌ی اهواز، شروع دوستی رقم خورد. ، فرمانده تیپ ثارالله، سخنران بود و علی شیرازی، روحانی گردان باهنر، شنونده. همانجا عشق به دلش نشست. فروردین 65 دوستی شکل همکاری به خود گرفت و حاج‌قاسم، مسئولیت تبلیغات لشکر را به علی‌شیرازی سپرد. پس از جنگ همراهی ادامه داشت تا اینکه در سال 1390 به خواست سردار سلیمانی، علی‌شیرازی مسئول نمایندگی ولی‌فقیه در نیروی قدس شد و هشت‌سال از پرفراز و نشیب‌ترین روزهای جبهه مقاومت را با حاج‌قاسم همراه ماند. حجت‌الاسلام و‌المسلمین علی شیرازی در «حاج قاسمی که من می‌شناسم» خاطرات نزدیک به چهل سال رفاقت با شهید حاج‌قاسم سلیمانی را بازگو کرده است. «از بیت رهبری می‌‌‌آمدیم بیرون. به سردار سلیمانی گفتم «بیا کاندیدای ریاست‌جمهوری بشو.». گفت «این را که می‌گویم، به مردم بگو. بگو من کاندیدای شهادت‌ام؛ کاندیدای گلوله‌ام؛ نه کاندیدای ریاست‌جمهوری.».! @torraanj
🖌نویسنده: مهدی قزلی معرفی کتاب: روزنوشت های انتقال ضریح جدید امام حسین علیه السلام از قم به کربلا مرحوم حاج محمد دانش آشتیانی یکی از خیّرین قمی بود که بعد از فروپاشی نظام صدام راه عتبات را در پیش گرفت و خدمتگزار آستان مقدس معصومین مدفون در عراق شد؛ از بردن لوستر و فرش برای حرم‌های ائمه گرفته تا برگزاری مراسم جشن و عزادارای در آنجا. رفت‌وآمدهای عاشقانه‌اش در این مسیر باب رفاقتی بین او و متولیان عراقی، به‌ویژه مسئولان حرم مطهر حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام گشود. در سال ۱۳۸۴ حاج محمد از طریق دوستانش در آستان قدس حسینی مطلع شد که تولیت، به دلیل فرسودگی ضریح مطهر و تعدی متجاوزان بعثی به آن، قصد دارد ضریح جدیدی بسازد و جایگزین ضریح فعلی کند. «پنجره‌های تشنه»، حاصل روایتگری مهدی قزلی از اتفاقی است که شاید هر صد سال یک بار رخ دهد. کتابی با «ادبیات ساده و بی‌غل و غش»، درست مانند تمام شخصیت‌ها و کاراکترهایی که در صفحه صفحه‌ کتاب می‌آیند و خود را به «ضریح حسین علیه‌السلام» می‌رسانند و تبرک می‌جویند و می‌روند. متن تقریظ : 《بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌ این حسین کیست که عالم همه دیوانه‌ى اوست‌ این چه شمعی است که جانها همه پروانه‌ى اوست‌ ....... بسیار خوب و با ذوق و سلیقه نوشته شده است؛ و با نگاه هنرمندانه و کنجکاو و نکته‌یاب خواندم.》 @torraanj
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🟣 برای جذب محبت «معشوقه‌» بمانید. یکی از مهارت‌هایی که خانم‌های متاهل باید بدانند، «معشوقه‌بودن» و «معشوقه‌ماندن» است. یعنی این‌که شور و هیجان و نشاط روزهای اول ازدواج را حفظ کنید. حتی اگر بیست‌سال هم از زندگی مشترک‌تان می‌گذرد، شما همان دختر خوش‌اخلاق و باروحیه باشید. به ظاهرتان توجه داشته باشید، همیشه آراسته و خوش‌بو باشید، حواس‌تان به حال زندگی دونفره‌تان باشد، و نبضش را در اختیار داشته باشید. اگر صاحب فرزند شدید، محبت و توجه‌تان به همسرتان کم‌رنگ نشده و به هیچ بهانه‌ای رختخواب‌تان را جدا نکنید. فراموش نکنید زندگی مشترک مانند یک گلدان است؛ به مراقبت و توجه دائمی نیاز دارد @torraanj
💕از کارهای مثبت همسرتون قدردانی کنید 🌀بهش القا کنید که حمایت تون کنه ⭕️مثلا کسی بهتون حرفی زد و ناراحت شدیدبگید خوبه که تو رو دارم و میتونم همه سختی ها رو فراموش کنم @torraanj
🌸یکی از وظایفی که و نسبت به هم دارند این است که قدر دان هم باشند. . نکنه خدای نکرده بگیم: وظیفش بوده. زنمه و وظیفشه خونه را تمیز کنه. شوهرمه و وظیفشه که خرجی خونه رو بده. تولدم بوده و حالا شق القمر نکرده که کادو خریده. حتی اگر همه چیزهایی که شما میگید درست باشه که نیست. باز هم رابطه شما را با همسرتون بهتر میکنه اصلا حال و هوای زندگیتون رنگ و بوی دیگه ای به خودش می گیره. @torraanj