🌱یک شب از خواب بیدار شدم. دیدم که یک سگ بسیار بزرگ که شبیه یک گرگ بود کنار حاجی و پشت سرش نشسته بود.
بعد از تمام شدن #نماز به حاجی شکایت کردم که چرا داخل چادر نماز نمی خواند؟ شاید آن سگ بزرگ یا یک مار و عقرب او را بکشند.
ایشان گفت از کجا می دانی که آن سگ و مار و عقرب مأمور حفاظت از من نشده باشند مگر ما اینجا آمده ایم که اینطوری کشته شویم ما آمده ایم که شهید شویم.
#شهید #حاج_یونس_زنگی_آبادی
@torraanj