جعبه گمشده ها
«موشهای هاملین» در شهر هاملین آلمان، سالها پیش، انبوهی از موشها شهر را فراگرفتند. هر جا میرفتند
«جعبه پاندورا»
در یونان باستان، زئوس دختری زیبا به نام پاندورا آفرید و جعبهای مرموز به او سپرد. به او گفت که هرگز درِ جعبه را باز نکند.
پاندورا روزها با کنجکاوی به جعبه نگاه میکرد. سرانجام یک روز نتوانست در برابر وسوسه مقاومت کند و درِ آن را گشود.
ناگهان تمام بدبختیهای جهان، از بیماری و غم گرفته تا حسادت و جنگ، از جعبه بیرون پریدند و در دنیا پراکنده شدند.
پاندورا وحشتزده در جعبه را بست؛ اما دیگر دیر شده بود. تنها چیزی که درون جعبه باقی مانده بود، چیزی عجیب و زیبا بود: امید.
و اینگونه امید در میان تمام سختیهای زندگی انسانها باقی ماند.
هدایت شده از meow
سلامم))
این یه تقدیمی کوچولوعه .🎨
شما این پست رو همراه با پست مورد علاقتون از چنل رو فوروارد میکنید توی چنل خودتون،
ولینکچنلتونروتوپیوی .@Bingo_Bing.یاناشناس.Meow.
برای من میفرستید تا من،
اگه چنل ندارید برای اکانت هم میشه
فقط توی چنل جوین باشین))