تثلیث!
دلم میخاد امشب درباره دیدارم با این مرد دوبلور حرف بزنم😂 و همچنین اولین دیدارم با استودیو که استودیو
من و سادات روز قبل اینکه بریم استودیو ایشون
یک اجرا تئاتر رادیویی با لهجه شدیدا اصفهانی داشتیم که خیلی سرش بدبختی کشیدیم
و من هنوز تو اون فاز بودم
تا اینکه رسیدم استودیو
و دوبلور بختیاری رفته بود توی اتاقک ضبط که من وقتی با خودش و استودیو روبرو میشم شوک نشم و یکمی با محیط کنار بیام
و من با همون لهجه اصفهانی و راحتی محیط وارد شدم
و بعد فهمیدم تموم حرکات و حرفامو استاد بختیاری شنیده...هعی
و وقتی کارمون تموم شد و میخواستیم بریم عین اونا که خرکیف شدن
عاشق این جنس صداش شده بودم
و هی با چشما اکلیلی میگفتم:
استاد صداتون خیلی خوبه..استاد واقعا صداتون خیلی خوبه
بعد استاد اینجوری بود که:
خب اگه صدام خوب نبود که اینجا نبودم دختر
تثلیث!
و من با همون لهجه اصفهانی و راحتی محیط وارد شدم و بعد فهمیدم تموم حرکات و حرفامو استاد بختیاری شنیده
من میدونستم🤣🤣🤣
میخواستم مثلا عادی جلوه بدم
بعد دم خداحافظی یه عکس سهتایی گرفتیم
فاطمه با چشمای پر اکلیل و ذوق و لبخند گشاده دندونی
من و استاد: 😊
دوسال پیش دار و دسته بچههامونو جمع کردم، از ۳ ماه قبلش کلی برنامه ریختم رفتیم سورپرایزش کردیم و عالی بود عالی عالی
اصن از خرذوقی نمیدونست چیکار کنه
اونم کلا از به چالش انداختن بچههاش خوشش میاد😭 بعد این کیک بازیا سوار ماشینش کردمون رفتیم یه استودیو خفن دیگه.. خودش ضبط دوبله داشت.. گفت همینجا ساکت بشینین یاد بگیرین بعدش مدیر دوبلاژ میاد تست میگیره ازتون😭
ما: هااایتننمسن؟#&* نههههه
و بله... ری*یم
مگرنه الان تو تیمشون بودم😔😂
برو بابا تن و بدنمون لرزید
عاشق اون روز و خاطراتشم وای....