تثلیث!
و من با همون لهجه اصفهانی و راحتی محیط وارد شدم و بعد فهمیدم تموم حرکات و حرفامو استاد بختیاری شنیده
من میدونستم🤣🤣🤣
میخواستم مثلا عادی جلوه بدم
بعد دم خداحافظی یه عکس سهتایی گرفتیم
فاطمه با چشمای پر اکلیل و ذوق و لبخند گشاده دندونی
من و استاد: 😊
دوسال پیش دار و دسته بچههامونو جمع کردم، از ۳ ماه قبلش کلی برنامه ریختم رفتیم سورپرایزش کردیم و عالی بود عالی عالی
اصن از خرذوقی نمیدونست چیکار کنه
اونم کلا از به چالش انداختن بچههاش خوشش میاد😭 بعد این کیک بازیا سوار ماشینش کردمون رفتیم یه استودیو خفن دیگه.. خودش ضبط دوبله داشت.. گفت همینجا ساکت بشینین یاد بگیرین بعدش مدیر دوبلاژ میاد تست میگیره ازتون😭
ما: هااایتننمسن؟#&* نههههه
و بله... ری*یم
مگرنه الان تو تیمشون بودم😔😂
برو بابا تن و بدنمون لرزید
عاشق اون روز و خاطراتشم وای....
تثلیث!
دوسال پیش دار و دسته بچههامونو جمع کردم، از ۳ ماه قبلش کلی برنامه ریختم رفتیم سورپرایزش کردیم و عال
اگه فکر کردی میتونی بوی سوختنی راه بندازی از دل من
کور خوندی
تثلیث!
اونم کلا از به چالش انداختن بچههاش خوشش میاد😭 بعد این کیک بازیا سوار ماشینش کردمون رفتیم یه استودیو
تو راه برامون بیبی کام داون گذاشتتتت😭😭😭😭😭😭