Morteza Bab morteza_bab_ya_abalfazl_begoo.mp3
زمان:
حجم:
12M
یا ابالفضل... 🥀🕯🖤
امسال تنها دلخوشی من همسایه بغلی هامونه
با هر صلوات بلند بلند صلوات می فرستم حال و هوا شو خریدارم
#همین_حوالی
27.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا حسینیهات پر از گرد و غباره😭
اولین روضه ی بیت رهبری
بدون حضور آقا😭😭😭
شدیدانیازدارم ،امام حسین ازم بپرسه:
-کَیفَ حالَک؟
منم بگم:هَل یمکنک اَن تعانقنی ...!
میشه بغلم کنی ؟!🙂❤️🩹🥀
زمان:
حجم:
7.8M
همیشه محرمها زود میگذره
کاش برگردیم به اولین شب محرم
یه عالمه گریه به روضهها بدهکارم
تا خوب نشه زخمام، دست برنمیدارم....
مداحی که این روزا خیلی گوش میدم... 🫴🏻🕯
#m_نوشت🖤❤️🩹
حضرتعلیاکبر‹ع› در روز عاشورا، پس از شهادت یاران، از پدر اذن میدان خواست. امامحسین‹ع› با چشمانی اشکبار به او نگاه کرد و فرمود: « خدایا! شاهد باش که جوانی به میدان میرود که شبیهترین مردم به رسول توست» .
علیاکبر با رجز «أَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ، نَحْنُ وَ بَيْتِ اللَّهِ أَوْلَى بِالنَّبِيِّ» به سپاه دشمن تاخت و تا ۱۲۰ نفر را به هلاکت رساند . اما تشنگی بر او غالب شد. نزد پدر بازگشت و گفت: «پدر جان! تشنگی مرا هلاک کرد... آیا راهی به یک جرعه آب هست؟» .
امامحسین‹ع› در حالی که اشک میریخت، فرمود: «پسرم! کمی صبر کن که امروز از دست جدّت رسولخدا‹ع› چنان آبی مینوشی که هرگز تشنه نشوی»؛ و انگشتر خود را در دهانش نهاد تا از شدت تشنگی جان دهد و به دیدار جدش بشتابد .
علیاکبر بار دیگر به میدان رفت. مُرَّةُ بْنُ مُنْقِذٍ از پشت با نیزه بر او زد و او را بر زمین افکند. سپس دشمنان او را محاصره کردند و پیکرش را با شمشیر «إِرْباً إِرْباً» قطعه قطعه ساختند . و در آخرین لحظات، ندایش بلند شد: «پدر جان! این جدّ من رسول خداست که با کاسهی خود مرا سیراب کرد» .
امامحسین‹ع› خود را بر بالین پیکر قطعهقطعهی علیاکبر رساند، چنان که از اسب بر زمین افتاد . صورت بر چهرهی خونین نهاد و فرمود: «خدا بکشد قومی که تو را کشتند... پس از تو خاک بر سر دنیا!» .
و این بود کینهای که به حضرتعلیعلیهالسلام در دل داشتند تمام نیزه و شمشیر ها را در تن مبارک وجود نازنین آقاشاهزادهعلیاکبر فرو بردند