eitaa logo
🩶عاشقان شهادت🩶
102 دنبال‌کننده
1.9هزار عکس
2.5هزار ویدیو
1 فایل
{♥️بسم رب الشهدا♥️} شروعمون = 1403/12/9 پایان = ان شالله شهادت🤍 شش تا دوست صمیمی و شیطون...😁 کپی؟! حلال ولی شرط داره...دعای شهادت برامون❤️‍🩹 (البته انشاالله بعد از اینکه به این کشور خدمت کردیم🇮🇷♡) فقط روزمرگی های ما ۶ تا ادمین...☺️🫂 حمایت:))
مشاهده در ایتا
دانلود
🦋☀️🦋☀️🦋☀️🦋☀️🦋☀️🦋☀️ 🦋☀️🦋☀️🦋☀️🦋☀️🦋☀️🦋 🦋☀️🦋☀️🦋☀️🦋☀️🦋☀️ 🦋☀️🦋☀️🦋☀️🦋☀️🦋 🦋☀️🦋☀️🦋☀️🦋☀️ 🦋☀️🦋☀️🦋☀️🦋 🦋☀️🦋☀️🦋☀️ 🦋☀️🦋☀️🦋 🦋☀️🦋☀️ 🦋☀️🦋 🦋☀️ 🦋 √ 🌸دختࢪ‌عموۍ‌چآدࢪۍمن‌!🌸 ❄️ از بیکاری حوصله ام سر رفته بود یه حیاط هم نداشت برم تو حیاط بشینم! اخ چقدر اون خونه رو دوست داشتم! بلند شدم و ناهار پختم اما پای گاز که می موندم گرمم می شد دستم عرق می کرد و زخمم می سوخت. بلاخره هر طوری بود ناهار و اماده کردم و زنگ زدم به پاشا فکر کنم این بار 20 م بود بهش زنگ می زدم. حوصله ام سر می رفت و الکی بهش زنگ می زدم. جواب داد و گفت: - به امام حسین الان میام. خنده ام گرفت و گفتم: - بهت گفتم چی بخری؟ درمونده گفت: - بار اول زنگ زدی گفتی نوشابه بار دوم زنگ زدی گفتی ماست بار سوم زنگ زدی گفتی لواشک باز چهار زنگ زدی گفتی پفک بار پنجم زنگ زدی گفتی ذغال بار شیشم زنگ زدی گفتی بستنی بار هفتم زنگ زدی گفتی کالباس و سس بار هشتم زنگ زدی گفتی کی میای دیگه بار نهم زنگ زدی گفتی نمی گی کلید کجاست بار دهم زنگ زدی گفتی می خوای بگی کلید کجاس خودم برم بخرم؟ بار یازدهم زنگ زدی گفتی یادت نره ها بار سیزدهم زنگ زدی گفتی حالا که می ری خرید پاستیل هم بیار بار چهاردهم گفتی ادامس هم بیار با طعم توت فرنگی و موزی بار پونزدهم گفتی عدس و لپه بیار بار شونزدهم گفتی این ماهواره شبکه هاش خارجیه بیا عوض ش کن بار هفدهم گفتی بیا بریم خونمون وسایل مو بیاریم بار هجدهم گفتی غذا استامبولی درست کردم دوست داری؟ بار نونزدهم گفتی تخمه بیارم حالا هم که بار بیستم شده می گی یادم هست بعله همه رو یادم هست تازه اون بار اول که زنگ زدی کلید می خواستی بری مدرسه رو هم تازه حساب نکردم ! با خنده گفتم: - یکم نفس بگیر حالا. با حرص گفت: - چیزی مونده از قلم ننداخته باشی؟ یکم فکر کردم که گفت: - چی شد په! لب زدم: - بابا بیا دیگه خوب حوصله ام سر رفته یعنی چی! من تو عمرم انقدر تو خونه نمونده بودم کاری نیست که غذا هم اماده است تازه کیک هم درست کردم با ژله خسته شدم خوب تنهایی. پاشا گفت: - تو ساختمونم سوار اسانسور شدم با اجازه اتون . گوشی و همون طور ول کردم رفتم دم در بعد یک دقیقه صدای چرخش قفل اومد و من درو زود باز کردم و طلبکارانه تو استانه ی در وایسادم و گفتم: - اولا که سلام دوما رات نمی دم دیر اومدی درو هم قفل کردی! چشاش گرد شد و گفت: - تا الان این همه زنگ زدی بیا حالا رام نمی دی؟ خرید ها رو گذاشت پایین و و نچی کردم. توی پلاستیک ها دمبال چیزی گشت و گرفت سمتم. لپ لپ بود. وای خیلی دوست داشتم گرفتم و درو بستم با ذوق نشستم رو مبل که درو باز کرد اومد داخل با خنده گفتم: - عه یادم رفت درو بستم . با غرغر گفت: - بعله دیگه لپ لپ دیدی اقای خونه اتو یادت رفت. شونه ای بالا انداختم و بازش کردم. یه قران کوچولو توش بود با یه ریل کوچیک برای قران که پلاستیکی سبز بود. تو دکوری گذاشتمش و یه کتاب داستان خانوم موشی بود. یادم باشه برا پاشا بخونمش! پاشا از تو اشپزخونه داد زد: - یاس مردم از گرسنگی . تو اشپزخونه رفتم و گفتم: - نکن ناخونک نزن برو لباس عوض کن بیا اماده است. باشه ای گفت و زود زود میز و چیدم. پاشا اومد نشست و برا من کشید دیس و گذاشت ور دل خودش و شروع کرد به خوردن. وسط های غذا خوردنم دیس و تمام کرد و پاشد دوباره کشید برای خودش. نوشابه خوردم و گفتم: - مگه از قحطی اومدی؟اروم بخور. دستشو به معنای هم اره هم نه تکون داد. لیوان و گرفت سمتم براش نوشابه ریختم و وقتی کامل خورد یه نفس عمیق کشید و گفت: - دستت طلا خیلی خوشمزه بود . خواهش می کنمی گفتم.
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نیازمندی....🥺 از این خوشگلا کجا دارن؟!
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حس کردم ِ خونتون افتاده🥹🤍🫶🏻>>
- كل شخص لديه قصة لم يتكلم بها ابدًا. هرشخصی داستانی دارد ڪہ هرگز نگفتہ است...! ⊹. ִ🐾 ((+_+))
دلتنگی برا کربلا اگه عکس بود:💔
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
••{﷽}•• تولــدِ شــهــیـد آغــازی ســت کــــــــــه پـــایـــان نـــــــــــــــــدارد شهید آمده تا دلها را بـه نور الـــــهی مـــــــــــزیـــــن کند✨ 🎈 🌸 •
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واکنش مسلمونا وقتی چینیا محافظ صورت میذارن😎💀..
ولی اونایی که تو دعوا زود گریشون میگره رو اذیت نکنید💔؛
وَ قَلبک فی قَلبی یا شهید... قشنگه ها‌ نه؟! قلب یه شهید‌ تو قلبت باشه... با‌هاش یکی شی، باهاش رفیق شی اونقدر رفیق و اونقدر‌ عاشق و اونقدر‌ شبیه... که تهش مثل خودش شهید‌ شی... داداش بابک❤️