دوستان عزیز ببخشید کم فعالیت میکنیم
خیلی درگیر درس هامم ایشالله جبران میکنم
للفت ندیداااا🥺❤️
°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°
°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°°💚°
°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°
°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°
°💚°°💚°°💚°°💚°
°💚°°💚°°💚°
°💚°°💚°
°💚°
#ࢪمآن↯
﴿**عشقبہیڪشࢪط**﴾
#به_قلم_بانو 📕⃟?
#قسمت33
#ترانه
مهدی خسته و با درد که از صورت جمع شده اش دستگیرم شده بود چشاشو باز کرد و نگاهمون بهم گره خورد.
وقتی دید بهت زده و شکه شده دارم نگاهش می کنم بین درد خندید تا دل من خوش کنه و گفت:
- چرا عین ماست وارفتین؟ به خدا..
جمع اش تمام نشده بود بغض م ترکید و بلند زدم زیر گریه.
فاطمه نفس راحتی کشید و گفت:
- داشتم سکته می کردم شک بهش وارد شده بود نه گریه می کرد نه حرف می زد.
مهدی حالا متوجه ماجرا شده بود و حسابی نگران بود:
- ترانه خانوم بیا بیا جلو خودت ببین بابا به خدا من خوبم اخه چرا گریه می کنید؟ فاطمه بیارش بشینه حالش خوب نیست.
با کمک فاطمه اهسته اهسته رفتم و روی تخت نشستم.
باز صدای شکه شده مهدی بلند شد:
- فاطمه چرا اینجوری راه می ری؟ چیزی شده؟
فاطمه لب تر کرد و گفت:
- نه داداش ببین تو که افتاده بودی کف خیابون دیدت شکه شد با زانو هاش محکم افتاد رو اسفالت دردش می کنه چیزی نیست.
معلوم بود قشنگ به ته په ته افتاده.
وای مهدی توی اتاق پیچید.
فاطمه گفت:
- داداش اروم باش به خدا چیزیش نشده می ترسونی ش بیشتر.
مهدی ولی مجاب نمی شد و با نگرانی گفت:
- برو دکتر بیار خودش بهم بگه اصلا چرا گذاشتیش راه بره فاطمه باور کنم هیچیش نیست؟
فاطمه گفت:
- اصلا الان می رم دکتر شو میارم .
خواست بلند شد اما من سفت بغلش کرده بودم و گریه می کردم.
دست اخر گفت:
- قربونت برم ترانه عزیزم زن داداش گلم نگاش کن بابا سر و مور گنده وایساده داره نگات می کنه یکم نگاش کن مرد از نگرانی تصادف نکشته باشش تو می کشیش بهش بگو که حالت خوبه.
سر مو از بغل فاطمه بیرون اوردم و به مهدی نگاه کردم .
نیم خیز شده بود و با نگرانی نگاهم می کرد.
با لب های لرزون و گریون گفتم:
- من..خوب..م.
سری تکون داد و گفت:
- شما که ضعیف نبودی روی هر چی پسره توی دانشگاه کم کردین حالا با یه تصادف من کم اوردین،؟ البته کارتون هم دراومده ها باید فعلا از من چلاغ نگهداری کنید.
از لفظ چلاغ خنده ام گرفت و خنده و گریه رو قاطی کردم.
خودشم خندید و فاطمه گفت:
- داماد گردن شکسته.
خنده ام بیشتر شد و فاطمه گفت:
- بهتر نیست عقد و عقب بندازید و یه صیغه محرمیت بخونید؟ فردا تو عکس بچه هاتون نگاه کنن می گن عهه بابامون روز عقد چلاغه! ترانه هم که باید ازت مراقبت بکنه و باند ها رو عوض کنه بهت دست بزنه نمی شه که! حداقل یه صیغه محرمیت بخونید .
من که کاری نداشتم مهدی ام گفت:
- اره راست می گی ولی چجوری با این وعضیت برم و از بابای ترانه خانوم کسب اجازه کنم؟
فاطمه گفت:
- من می رم.
لب زدم:
- بی فایده است.
مهدی گفت:
- بی فایده هم باشه ما باید احترام خودمونو بزاریم .
همیشه به فکر همه چی بود!
با سوالی که برام پیش اومد گفتم:
- پس مامان و بابای شما چی؟ نمی خواید بهشون بگید؟
فاطمه و مهدی لبخند غمگینی زدن.
با ناراحتی گفتم:
- فوت شدن؟
فاطمه سری به نشونه نمی دونم تکون داد.
متعجب نگاهش کردم که مهدی گفت:
- ما نمی دونیم پدر و مادر ما کین! فقط می دونیم وقتی فاطمه ۵ سالش بوده و من ۲ سال گذاشتنمون توی خیابون و رفتن ما توی پرورشگاه بزرگ شدیم.
شکه بهشون نگاه می کردم.
فاطمه لبخند غمگینی زد و گفت:
- چیزی درست یادم نیست فقط می دونم مهدی کوچیک بود و سرد ش بود مدام گریه می کرد و از تاریکی می ترسید خداروشکر پلیس های گشت به دادمون رسیدن و وقتی فهمیدن ما رو ول کردن به امون خدا تحویل پرورشگاه دادنمون و اونجا بزرگ شدیم.
غمگین گفتم:
- واقا متعسفم نمی دونستم ناراحتتون کردم.
مهدی گفت:
- بلاخره که باید بهتون می گفتیم چه الان چه بعدا!
اقا محسن و برادرش هم رسیدن با دیدن مهدی که فقط پاش شکسته بود و چند جاش زخمی بود نفس راحتی کشیدن.
و برادر شوهر فاطمه با خنده گفت:
- نکه می خواست داماد بشه چشش زدن تصادف کرد.
دوباره صدای خنده ها بالا رفت.
°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°
°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°°💚°
°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°
°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°
°💚°°💚°°💚°°💚°
°💚°°💚°°💚°
°💚°°💚°
°💚°
#ࢪمآن↯
﴿**عشقبہیڪشࢪط**﴾
#به_قلم_بانو 📕⃟?
#قسمت34
#ترانه
فاطمه باز بحث محرمیت رو اورد وسط و محسن و برادر شوهر فاطمه هم قبول کردن و مهدی نگاهی به فاطمه انداخت با اشاره چیزی بهش گفت که متوجه نشدم.
فاطمه بعد چند دقیقه به بهونه اینکه کار داره جمع رو ترک کرد.
به سختی از تخت اومدم پایین و با قدم های اهسته سمت تخت مهدی رفتم.
با نگرانی نگاهش روم می چرخید مبادا بیفتم.
بلاخره رسیدم و روی صندلی نشستم.
هم خودم و هم مهدی نفس راحتی کشیدیم.
محسن و برادرش ما رو تنها گذاشتن و گفتن میان سر می زنن.
من ساکت بودم مهدی هم ساکت بود.
یاد سوالی افتادم که قرار بود ازش بپرسم و الان بهترین وقت بود.
اسمشو صدا زدم:
- مهدی.
انگار منتظر بود من چیزی بگم که زود گفت:
- جانم ترانه خانوم؟
با کنجکاوی گفتم:
- چیزی راجب مهسا امینی می دونی؟
سری تکون داد و من ادامه دادم:
- میشه برام بگی قضیه از چه قراره؟
سری تکون داد و گفت:
- خوب مرگ خانوم مهسا امینی از قبل برنامه ریزی شده بود! خانوم مهسا امینی از کومله است! کومله یه گروه تروریستی هست که از قبل بوده حتا زمان جنگ هم بوده یادمه یکی از رفقا دوران جنگ با خانوم ش میاد بره کمک همین مردم که کومله محاصره اشون کرده بود ولی متعسفانه گیر گروهک کومله افتادن پسره که انقدر شکنجه اش دادن شهید شد سرش رو هم بریدن خانوم ش رو هم..
به اینجا که رسید سکوت کرد!
به دهن ش کنجکاو چشم دوخته بودم اشک تو چشاش حلقه زده بود.
با صدای گرفته ای گفت:
- به بدترین شکل بهشون تعرض شده بود مثل شکنجه بود و شهید شدن . کار این گروهک ترویستی ترور افراد بی گناه یا کسایی هست که مسلمانن و اونایی که توی ایران جایگاهی دارن اونا کرد هستن نژاد شون اما مردم کرد کجا اونا کجا! مردم کرمانشاه و کردستان بهترین مردم ما هستن انقدر مهمون نواز ان گروهک کومله با اینکه کرد هم هستن ولی به هم خون و هم زبون خودشون هم رحم نمی کنن بعد فیلم شور و شرین رو بیین تا متوجه بشی چی می گم گروهک کومله گفت برای ازادی زنان ما تشکیل گروه دادیم درحالی که خودش توی گروهک ش زن رو راه نمی داد یعنی ناچیز بود براشون بعد که دیدن کارشون نگرفته اومدن زن ها رو چه به زور چه به دلخواه وارد گروهک شون کردن و یه پادگان داشتن و الان هم که سردسته شون مریم رجوی هست بعدا از پادگان شون خیلی چیزا در رفت که چه فشاری روی دخترا هست و برای اینکه راحت بشن از دست این گروه خودکشی کردن! چرا؟ چون هیچ ارزشی برای زن قاعل نیستن وقتی یکی از مرد هاشون که حالا جایی رو می زد کسی رو می کشت یه کاری انجام می داد برای هدیه بهش یه دختر بهش هدیه می دادن مخصوصا به اون مردهای سن بالا دخترای جوون می دادن یا انقدر روی مغز شون کار می کردن تا اونا هم مثل خودشون شخصیت تروریستی پیدا می کنن و حتا مهریه یکی از دخترای کومله این بود که چند تا بسیجی و پاسدار و نظامی رو با موزایک سر ببرن! اینا همچین ذهن هایی دارن و حالا برای اینکه باز اشوب راه بندازن اومدن از گشت ارشاد استفاده کردن و یه موضوعی رو اوردن وسط که دل مردم و بلرزونن و احساسات شونو مورد هدف قرار دادن پروژه مرگ مهسا امینی از قبل تعین شده بود حتا عکس مهسا امینی بین افراد کومله هم هست و اینکه مهسا امینی بیماری داشته از سال ۱۳۹۴یا ۱۳۹۱ بیماری داشته و به دختر مراجعه می کرده کل اسناد ش رو هم هست و معلوم نیست مجبورش کردن فدایی بشه یا خودش فدایی شده! برای این کار کثیف شون! وقتی مهسا امینی رو می گیرن به برادرش هم گفتن که می بریمش برای کلاس اخلاقی و حجاب همین اصلا درگیری و دعوا و زدن هم نبوده وقتی می رسن محل مورد نظر بجز مهسا امینی خیلی دختر دیگه هم اونجا بوده و اینکه قبل اینکه بره پیش مسعول و خانوم پلیس اونجا قرص خورده بوده و بعد هم که می یوفته و بلافاصله هم منتقل ش می کنن به بیمارستان و می ره تو کما! و عکس ازش پخش می شه چرا؟ چون از قبل برنامه ریزی شده بوده همه این اتفاقات و بعد هم که مردم و کشوندن به خیابون و اون تویت ها و مطالب و شعار های دلسوزانه شون به اصطلاح پخش شد! و شروع کردن به تحریک کردن مردم علیه گشت ارشاد و نظامی ها! چرا؟ چون اگه مردم گول بخورن و خودشون نظام و از ببین ببرن امنیت از بین می ره و کشور بی دفاع می شه و راحت می تونن تصرف ش کنن کم کم جونا رو اوردن به عنوان اعتراض بعد زدن معمور ها رو کشتن و اموال عمومی و تخریب کردن چادر از سر ناموس ما کشیدن شدن اغتشاش حالا هم که حجاب و بردارین و دستمال اتیش می زنن و این چیز! ولی با اینکه کارا راه برای داعش باز شد تا به ناموس ما تیر اندازی کنه بزنه و بکشه!
°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°
°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°°💚°
°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°
°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°
°💚°°💚°°💚°°💚°
°💚°°💚°°💚°
°💚°°💚°
°💚°
#ࢪمآن↯
﴿**عشقبہیڪشࢪط**﴾
#به_قلم_بانو 📕⃟?
#قسمت35
#ترانه
مهدی ادامه داد:
- منظورم حادثه شاهچراغ هست! .
اهان ی گفتم و منتـظر موندم ادامه بده:
- جوونای ما صبح شون رو با بی بی سی شروع می کنن و شب شون رو با اینترنشنال به پایان می رسونن بعد به ما نظامی ها و بسیجی ها می گن مغز تونو شست و شو دادن!
با این حرف ش خنده ام گرفت.
لبخندی بهم زد و گفت:
- شبکه های خارجی کارشون تحریک احساسات مردمه! تازه خیلی از بچه های مدرسه ای و جوونا رو با پول کشیده وسط یه پسر ۱۵ سآله رو گرفتن با گریه می گفت به خدا فقط بهم زنگ زدن ۵۰۰ تومن دادن گفتن پرچم سیاه اتیش بزن اینجوری گول شون می زدن! اون دسته دختر و پسرای های بی دین و ایمان ی هم که زندگی غربی می خوان هر غلطی خواستن بکنن اومدن وسط و می کشن و تار و مار می کنن و از بین می برن! مردم خودمون رو انداختن به جون نیروی انتظامی و بسیجی ها! اخه شما کجای این دنیا این که وقتی خوابین و گردش این بدبختا دارن سر مرز و توی سوریه و توی عراق و توی کشور ازتون مراقبت می کنن کجا این وقتی متروپل ریخت پلاسکو سوخت کرمنشاه زلزله اومد سیل اومد بسیجی ها گروه گروه رفتن به مردم کمک می کردن قصد تروریست ها و شبکه های خارجی همین بود تصرف احساسات مردم و انداختن اونجا به جون کشور خودشون و پروژه کشته سازی!
متعجب گفتم:
- پروژه کشته سازی؟
سری تکون داد و گفت:
- اومدن از بعضی از شهرا پروژه کشته سازی راه انداختن هر دختری که فوت می کرد یا خودشون با نقشه اون رو می کشتن بین اغتشاشات می نداختن گردن نظام یا می گفتن اونو دستگیر کردن و جنازه اشو اوردن انداختن و اینجوری بیشتر مردم و هیجان زاده می کردن خیلی ها رو هم با خبر فیک می گفتن نظام کشتهو اونایی که زنده بودن بار ها استوری می زاشتن بابا من زنده ام نظام چطور منو کشته؟ و اخبار هم از طریق گزارشگر بی تعارف به خونه خانواده هایی رفته که گفتن
°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°
°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°°💚°
°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°
°💚°°💚°°💚°°💚°°💚°
°💚°°💚°°💚°°💚°
°💚°°💚°°💚°
°💚°°💚°
°💚°
#ࢪمآن↯
﴿**عشقبہیڪشࢪط**﴾
#به_قلم_بانو 📕⃟?
#قسمت36
#ترانه
رفته که گفتن دختر اونا رو نظام کشته و خانواده هاشون تعجب می کردن می گفتن دختر ساده و ساکت من رو چه به اغتشاشات که نظام بیاد بکشش،؟ ولی خوب بازم شبکه های خارجی می گفتن نه نظام خانواده ها رو تحت فشار گذاشته و باز جوونا رو گول می زدن وقتی مهسا امینی توی کما بوده شبکه ی خارجی باهاش مصاحبه می کنن و می گن که درسته دخترت بیماری داشته؟ و اون انکار می کنه و می گه دختر من تاحالا پاش به بیمارستان باز نشده! وقتی توی بیمارستان ازش می پرسن و پرونده های پزشکی شو توی این چند سال نشون می دن می گه: اره خوب داشت ولی خوب شد در صورتی که پزشک ش اینو تعید نمی کنه و پدرش می گن اینطوری که مهسا از هوش رفته توی اداره گشت ارشاد تاحالا اتفاق افتاده بود؟ پدرش گفته اصلا اولین باره و همین سوال و از برادر مهسا امینی پرسیدن و گفت اره دوبار قبلا اینطور شده بود ! بعد ها هم که کومله گفت مهسا یا ژینا که اسم دوم ش بوده ایم تو رمز خواهد شد رمز یعنی چی؟ یعنی اون یه کاره ای بوده و دشمن پروژه کشته سازی رو از کجاها شروع کرده؟ از شهر های مرزی چرا؟ چون اگه شهر های مرزی نیرو هاشون از بین برن یا ضعیف بشه راحت تصرف می شه و وقتی تصرف بشن شهر های مرزی می توننن کشور رو اشغال کنن و همین اتفاقات سال ۲۰۱۰ توی سوریه انجام شده بود! اون سال اومدن گفتن چند تا دانش اموز روی دیوار علیه بشار اسد شعار(رعیس جمهور اون موقعه سوریه) نوشتن و بشاراسد اونا رو شکنجه کرده و همبن باعث شد مردم بریزن تو خیابون و اعتراض کنن چند نفر از مردم توی همین اغتراض ها کشته شدن یعنی همون پروژه کشته سازی! کم کم اعتراض شد اغتشاش راه برای گروهک های تروریستی باز شد مردم دستی دستی خودشون ارتش رو از بین بردن و بعد هم که تروریست ها حمله کردن و جنگ به راه انداختتن و دیگه داشتن کل کشور رو می گرفتن بعدا مردم فهمیدن چی کار کردن! و اینکه معلوم شد اون دانش اموز هایی که گفتن شکنجه داده بشاراحسد اصلا وجود نداشته دروغ بوده! و دشمن های ما دقیقا اومدن همین بلا رو سر ایران بیارن