eitaa logo
🤍عاشقان شهادت🤍
103 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
2.4هزار ویدیو
1 فایل
{♥️بسم رب الشهدا♥️} شروعمون = 1403/12/9 پایان = ان شالله شهادت🤍 شش تا دوست صمیمی و شیطون...✌️😎 کپی؟! حلال ولی شرط داره...دعای شهادت برامون❤️‍🩹 (البته انشاالله بعد از اینکه به این کشور خدمت کردیم🇮🇷♡) فقط روزمرگی های ما ۶ تا ادمین...🫀🫂😁 حمایت:))
مشاهده در ایتا
دانلود
👻😬👻😬👻😬👻😬👻😬👻😬 👻😬👻😬👻😬👻😬👻😬👻 👻😬👻😬👻😬👻😬👻😬 👻😬👻😬👻😬👻😬👻 👻😬👻😬👻😬👻😬 👻😬👻😬👻😬👻 👻😬👻😬👻😬 👻😬👻😬👻 👻😬👻😬 👻😬👻 👻😬 👻 ࢪمآن⇩ 👋👀بچھ‌مثبٺ👀👋 خسته شده بودم و می خواستم بیخیال بقیه بشم و فاطی و زری هم نیومده بودن و می خواستم الکی خودمو بزنم به مریضی و برم به سامیار نشون بدم . اومدم برم که یه دختری دون دون اومد بره داخل که داد زدم: - هوووی مگه من گلابی ام اینجا؟ برگشت و پوفی کشید و گفت: - بابا معلم رفت سر کلاس ای بابا اخه چی داریم مگه؟ کیف شو باز کرد و کلافه به در سالن نگاه کرد بی حوصله نگاهی انداختم و زیپ و بستم زیپ دوم و باز کردم که دیدم باز همون کیک تو کیفشه! الکی مثلا می خوام زیر شو ببینم کیک و توی دستم در اوردم و تا ته کیف و مثلا گشتم که با طعنه گفت: - می خوای توی نخ دوخت کیف هم بگرد. و کیک و از دستم کشید انداخت تو کیف و با دو رفت. باید می فهمیدم برای کی اوردن! معلم نیومده بود و حسابی تو فکر کیک ها بودم. ترنم از اون ور داد زد: - ای بابا چرا تو خودتی ساری جون؟ بیا یکم بزنیم بخونیم رقاص ش کمه بیا وسط حاجی . بلند شدم و دستی تو هوا براش تکون دادم و رفتم بیرون. باید می رفتم دفتر بگم حالم بده و بیان دنبالم هولم شده بود زود به سامیار بگم. داشتم می رفتم سمت دفتر که دیدم همون حسنی و قاسمی وایسادن جفت هم و یکی از معلم ها پیششونه جفت دستشویی معلم ها. نزدیک راه پله وایسادم و گوش تیز کردم و وایسادم یه طوری که دوربین بتونه فیلم بگیره. داشتن حرف می زدن اما نمی شنیدم معلمه از کیف ش چند تا کیک همون مدلی در اورد و داد بهشون. سریع کنار اومدم نبینمم و دخترا بیرون اومدن و معلمه رفت تو دستشویی. دخترا که رفتن سریع رفتم تو روشویی. در اتاقک رو زدم و نگاهی به در دستشویی که معلم رفته بود انداختم. دسته طی رو توی لوله در گذاشتم که نتونه بیاد و فکر کنه در گیر کرده. سمت کیف ش رفتم و با استرس زیپ رو وا کردم و با دقت نگاهش کردم چند تا دیگه بسته کیک بود یکی شو برداشتم و گذاشتم توی جیب ام و از بقیه اش هم فیلم گرفتم . سریع دسته ‌طی رو برداشتم و بی سر و صدا زدم بیرون. یکم موهامو شلخته کردم و چهار تا هم زدم به لپ هام قرمز بشه.
اینم از رمان:))🤗
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من شوهر یک حجاب استایلم و یک بی غیرت ؛ )🚶🏻‍♀🗿 _ حجاب استایل
دانشگاه آمریکا:🗿😂
نگا استیل گنگ ُ😎✌🏾>>
‏دختری از غزه نوشته بود: "وقتی سران عرب در حال رقص بر پیکر شهیدان ما بودند، تنها او در رویدادهای بین‌المللی صدای ما بود!"
بعضیا میان میگن مگه حجاب استایلا چشونه اینجوری در موردشون بد صحبت می‌کنید؟! بفرما اینم نمونش 🫴🏻🫤