به تنهایی ادامه می دهم و به دنبال عشقی نیستم که باعث سرگردانیم شود ...در بهاری که شکوفه هایش به ببیننده شروع بهار را خبر میدهند و باران بهاری که بعد از آن رنگین کمان را در دامش رها میشود و بوی بهار که با خاک باران خورده باعث آرامشم میشود...در این صورت به تنهایی ام پایان نمیدهم وفقط باطبیعت ،حیوانات ،کتاب هایم ،خودم حرف میزنم .
آنقدر حرف برای گفتن دارم ...که امیداورم وقتی کسی را که واقعاً آدم درستی است میبینم و درباره ی راز هایم،احساس واقعی ام، علایقم و... بدون ترس از اینکه بهم خیانت نکند و بدون اینکه سرم داد بزند و من را ی انسان بیهوده خطاب کند بگویم ...فقط بگوید:درکت میکنم ،حست درست است،حق داری،من کنارتم رفیق ،برای منم پیش امده ...امیدوارم آدم درست زندگیتان این حرف هارا تو هر موقعیتی که هستید بهتان بزند .
ساعت ها .pdf
حجم:
2.5M
ساعت ها
نویسنده: #آگاتا_کریستی
مترجم: شبنم افتخاری
شیلا وب، منشی جوان، برای تندنویسی به خانهای در لندن میرود. او در آنجا با جسد مردی ناشناس روبرو میشود که با شلیک گلوله کشته شده است. در اتاق مقتول، تعدادی ساعت دیواری وجود دارد که همگی ساعت 4 بعد از ظهر را نشان میدهند، در حالی که زمان واقعی 3 بعد از ظهر است. پوآرو، کارآگاه مشهور، برای حل این معما به کمک پلیس میآید. او با بررسی سرنخها، متوجه میشود که مقتول، فردی مرموز با گذشتهای پیچیده بوده است..