مرزِ بین عشق و نفرت خیلی باریکه، یهو میبینی کسی که نمیذاشتی گَردو غبار روش بشینه ،داری از تماشا کردنش وقتی تو گِل گیر کرده، لذت میبری.
قبلا تصورم از ایران یه کشتی بود که باید سوراخش رو پیدا میکردی و درستش میکردی تا زنده بمونی، الان فهمیدم ایران یه سوراخ بوده که باید توش یه کشتی پیدا کنی و فرار کنی تا زنده بمونی.
بنظرم بهترین راه پیشگیری از عیددیدنی فامیلا اینه که الان بهشون زنگ بزنی عیدو تبریک بگی کنارش چارتا سرفه هم بزنی.
اون واسه قدیما بود که طرف توی سن ۶۰-۷۰ سالگی وصیت میکرد؛ الان باید از ۲۰ سالگی یه پیشنویس داشته باشی.
ولی بیاین قبول کنیم که هممون یه روز مثلِ اون پسوردایی که هیچوقت یادمون نیومد، فراموش میشیم!