بیشترین دروغ پسرا:
چک به فرمانده
رو بی صدا بود
دورامو زدم دنبال آرامشم
تو راهم
نه این یکی داستان داره
عکساتو نشون مامانم دادم پسندیده👰
》دختر اتیشی《
‹♥️🕊›Join↷
<@TwitterisM>
امیدوارم عکسای کراشتون از فولدر screenshot بره تو فولدر camera .
*خاور*
‹♥️🕊›Join↷
<@TwitterisM>
هنوز نفهمیدم چرا اُملت وقتی که صبحانه باشه برای یه آدم درست و حسابیه ولی همون اُملت وقتی که شام باشه برای یه آدم بدبخته.
× دومینور هارمونیک ×
‹♥️🕊›Join↷
<@TwitterisM>
میدونستید آبمیوهگیریها رو برا این پرسروصدا میسازن که نتونیم صدای جیغ میوهها رو بشنویم؟
》هــراز《
‹♥️🕊›Join↷
<@TwitterisM>
عموم گف: بابات که بچه بود یه دوست خیالی داشت به اسم محمد جلالی
بابام زیر لب گف: الان عسلویه کار میکنه!
مو به تنم سیخ شد.
*yio*
‹♥️🕊›Join↷
<@TwitterisM>
بابام هی اصرار میکنه که چرا با ما نمیای تو استخر.
د اخه پدر من ، بدن من پراز تتو هایی که تو ازشون خبر نداری
واااااااا بده مرد :)))
*عاسال*
‹♥️🕊›Join↷
<@TwitterisM>
قُوت قَلب اونجا که خدا گفت:
«لاتَخافاً إنَّني مَعکُما أسمَعُ وَأری»
نتَرسید بندگانِ من...
حواسم بهِتون هَست، میبینمتون،
میشنومتون...
*Maryam*
‹♥️🕊›Join↷
<@TwitterisM>
خب لک لکها که مارو نیاوردن، حالا واسه اینکه یکاری انجام داده باشن بیان مارو از اینجا ببرن.
×عالیشاه×
‹♥️🕊›Join↷
<@TwitterisM>
داد میزنن میگن بیا سفره انداختیم غذا یخ کرد. میری میبینی کلا یه نون بربری تو سفرست که ادامش تو دهن باباته .
*حانیه*
‹♥️🕊›Join↷
<@TwitterisM>
داداش كوچیکمو كتک زدم هی میومد تو اتاقم نفس میکشید میرفت بیرون اتاق خالی میکرد گفتم چکار میکنی؟ گفت میخوام اکسیژنت تموم شه بمیری:|
×رها×
‹♥️🕊›Join↷
<@TwitterisM>
یه روز کظم غیظ میرسه به حیز انتفاع میگه املای من سختتره یا تو؟ یهو اضغاث احلام میاد میگه اوخودا .
*سیبزان*
*هانی*
‹♥️🕊›Join↷
<@TwitterisM>
کاش میشد آدم اندوه را از پنجره بیرون بریزد...
×یاسی×
‹♥️🕊›Join↷
<@TwitterisM>