؛ intj
نمیتونم درک بکنم چرا بعضیا سکوت کردن رو خیلی بد یا بی ادبی میدونن؟ در صورتی که قشنگ ترین و لذت بخش ترین صدای دنیا، همین سکوته.
؛ isfp
نمیتونم درک بکنم چرا آدما وقتی یکیو میبینن که ناراحته، به جای کمک کردن بهش، ازش فرار میکنن؟ یعنی شماها هیچوقت ناراحت و غمگین نمیشین؟
؛ esfp
نمیتونم درک بکنم چرا بعضیا از ابراز محبت خجالت میکشن یا حتی میترسن؟ به نظرم بغل کردن یهویی دوستات یا اطرافیانت خیلی لذت بخشه و حس خوبی به هردوتون میده.
؛ istp
نمیتونم درک بکنم چرا آدم ها خودشون رو توی جایگاهی میبینن که بخوان بقیه رو نصیحت بکنن؟ تو هنوز زندگی خودت رو هواست بعد راجع به زندگی من نظر میدی؟
؛ estp
نمیتونم درک بکنم چرا بقیه آدما انقدر به ظاهر اهمیت میدن؟ حتی گاهی وقتا به خاطر لباس پوشیدن یکی باهاش دوست میشن یا برعکس. همین میشه که روابطتون انقد داغونه دیگه.
؛ infp
نمیتونم درک بکنم چرا الکی از آدم میپرسن حالت چطوره؟ وقتی حتی براشون مهم نیست؟ بعدم اگر یه نگاه به حال و روزم بندازی خودت میتونی همه چیزو بفهمی!
؛ enfp
نمیتونم درک بکنم چرا بعضی آدما خودشون رو انقدر میگیرن؟ بعد جالب اینجاست که اون آدم هیچ دستاوردی توی زندگیش نداره. د اخه فکر کردی کی هستی؟
؛ intp
نمیتونم درک بکنم چرا بعضیا برای زندگی کردن و ادامه دادن، به یه آدم دیگه نیاز دارن؟ یکی دیگه وایسه تشویقت کنه که چی بشه؟ برای خودت بجنگ بابا.
؛ entp
نمیتونم درک بکنم چرا آدم ها انقدر از بقیه توقع دارن؟ تو برای من چیکار کردی که اینقدر زیاد از من انتظار داری؟ من با هرکسی مثل خودش رفتار میکنم.
یه Isfj که از زندگی خسته شده
ترجیح میده برخلاف رفتار های قبلش عمل کنه و بقیه رو ناراحت کنه تا بقیه بفهمن چه آدمی رو از دست دادن.
یه Esfj که از زندگی خسته شده
دیگه حوصله انجام دادن کارایی که دوست داشته رو از دست میده و فقط میخوره و میخوابه.
یه Istj که از زندگی خسته شده
ساکت تر از قبل میشه و دیگه جواب کسی رو نمیده، چون کلا دیگه نمیتونه بحثی رو ادامه بده.