؛ estp
نمیتونم درک بکنم چرا بقیه آدما انقدر به ظاهر اهمیت میدن؟ حتی گاهی وقتا به خاطر لباس پوشیدن یکی باهاش دوست میشن یا برعکس. همین میشه که روابطتون انقد داغونه دیگه.
؛ infp
نمیتونم درک بکنم چرا الکی از آدم میپرسن حالت چطوره؟ وقتی حتی براشون مهم نیست؟ بعدم اگر یه نگاه به حال و روزم بندازی خودت میتونی همه چیزو بفهمی!
؛ enfp
نمیتونم درک بکنم چرا بعضی آدما خودشون رو انقدر میگیرن؟ بعد جالب اینجاست که اون آدم هیچ دستاوردی توی زندگیش نداره. د اخه فکر کردی کی هستی؟
؛ intp
نمیتونم درک بکنم چرا بعضیا برای زندگی کردن و ادامه دادن، به یه آدم دیگه نیاز دارن؟ یکی دیگه وایسه تشویقت کنه که چی بشه؟ برای خودت بجنگ بابا.
؛ entp
نمیتونم درک بکنم چرا آدم ها انقدر از بقیه توقع دارن؟ تو برای من چیکار کردی که اینقدر زیاد از من انتظار داری؟ من با هرکسی مثل خودش رفتار میکنم.
یه Isfj که از زندگی خسته شده
ترجیح میده برخلاف رفتار های قبلش عمل کنه و بقیه رو ناراحت کنه تا بقیه بفهمن چه آدمی رو از دست دادن.
یه Esfj که از زندگی خسته شده
دیگه حوصله انجام دادن کارایی که دوست داشته رو از دست میده و فقط میخوره و میخوابه.
یه Istj که از زندگی خسته شده
ساکت تر از قبل میشه و دیگه جواب کسی رو نمیده، چون کلا دیگه نمیتونه بحثی رو ادامه بده.
یه Estj که از زندگی خسته شده
کاراش رو عقب میندازه و دیگه براش مهم نیست که پیشرفت بکنه یا نه، فقط اگر ازش کمکی بخوان به بقیه کمک میکنه.
یه Infj که از زندگی خسته شده
بین دوستاش هم احساس راحتی نمیکنه و بهش خوش نمیگذره، به خاطر همین ازشون جدا میشه و یه مدتی فقط تو اتاقش میمونه.
یه Enfj که از زندگی خسته شده
دیگه به بقیه هشدار نمیده که دارن کار اشتباهی انجام میدن، میشینه و نگاه میکنه تا خودشون بیفتن تو چاه و متوجه اشتباهشون بشن.
یه Intj که از زندگی خسته شده
همش یه گوشه میشینه و خودش رو سرزنش میکنه، دیگه به هیچکس و هیچ چیز اهمیت نمیده تا وقتی که دوباره همه چیز درست بشه.