؛ esfp
من خیلی دلم میخواد احساساتم رو نشون بدم اما مشکل اینجاست که اگر مسخرم بکنن چی؟ یا اگر از ابراز احساساتم سو استفاده بکنن چی؟
؛ istp
من برای درک احساسات خودم نیاز به انرژی و زمان زیادی دارم تا باهاش کنار بیام و بفهمم باید چیکار کنم، بعد انتظار داری سریع احساس تورو بفهمم و ریکشن نشون بدم؟
؛ estp
من برای نشون دادن احساساتم عجله ای ندارم و سعی میکنم یواش یواش بروزش بدم. البته که اگر آدمی عجول باشه و بهم فشار بیاره میپیچونمش.
؛ infp
احساسات برای من یک نقطه قوته، چون خیلی عمیق غرقش میشم و درکش میکنم. حتی مثل خیلیای دیگه یه چیز زود گذر نمیبینمش و براش احترام قائلم، ولی این معنیش این نیست که قراره بهت نشونش بدم.
؛ enfp
درسته که من برونگرا ام و خیلی راحت ارتباط برقرار میکنم، اما احساساتم جعبه سیاه منه و یجا قایمش کردم. البته اگر بهت اعتماد کنم داستان عوض میشه.
؛ intp
من هیچوقت قرار نیست احساساتمو نشون بدم چون حس میکنم هیچکس لیاقتشو نداره، اما اگر عصبانی بشم یا استرس خیلی شدید داشته باشم کنترلش از دستم خارجه.
؛ entp
من همیشه توی نشون دادن احساسات گیجم. گاهی وقتا خیلی خوب احساسات منفیمو نشون میدم و گاهی وقتا هم احساسات مثبتمو. اما همیشه توی اولی بهترم و دوسش هم دارم.
؛ Isfj :
تابستون میتونست قشنگ تر باشه اگر به جای خونه موندن میتونستم یه مسافرت کوتاه با دوستام برم.
؛ Esfj :
تابستون میتونست قشنگ تر باشه اگر به جای آدمای بی حوصله یه دوست پایه داشتم که باهم کلی وقت میگذروندیم.
؛ Istj :
تابستون میتونست قشنگ تر باشه اگر به جای خونه مامان بابام بودن تا الان مستقل شده بودم و توی سکوت میگذروندمش.
؛ Estj :
تابستون میتونست قشنگ تر باشه اگر به جای وقت گذروندن های الکی یچیز به درد بخور یاد میگرفتم.