وقتی intj از کسی ناراحته
انگار از مود ‘انسان’ میاد بیرون و میره تو مود ‘فیلسوفِ یخی’! اول یه نگاه سرد بهت میندازه که انگار داره کد خطا رو تو چشات میخونه. اگه دلیل ناراحتیت واقعاً مسخره باشه، ممکنه دیگه حتی جوابت رو هم نده چون وقتش رو برای دیالوگهای بیمنطق تلف نمیکنه. اون میره تو غارِ ذهنش، کل قضیه رو تجزیه و تحلیل میکنه و معمولاً نتیجهش اینه که یا ‘فلان شخص/موضوع دیگه ارزشی برای وقت من نداره’، یا اگه خیلی دوستت داشته باشه، میاد با یه سری استدلال منطقی و سفت و سخت، مشکل رو حل میکنه. در هر صورت، انتظار یه آغوش گرم نداشته باش، یه ‘نقشه فرار’ آماده کرده!”
وقتی entj از کسی ناراحته
منطقی میشه و از اون فاز احساسی بودن خودش خارج میشه، روی ناراحتیش تمرکز میکنه که یه وقت یادش نره سر چی ناراحت بوده. سکوت میکنه و خب از سکوتش واقعا بترس چون بلند تر از هر صدایی هستش که تا حالا توی زندگیت شنیدی.
وقتی isfp از کسی ناراحته
ناپدید میشه تا وقتی که بتونه با احساساتش کنار بیاد.
ادم داد زدن که چرا اینکارو با من کردی نیست ولی عمیقا ته قلبش احساس بدی رو داره و خب اینجوریه که چرا من فکر کردم تو با بقیه فرق داری.
ناراحتیش رو از کارهاش میتونی بفهمی.
وقتی esfp از کسی ناراحته
مستقیم میگه فلانی ببین اینکارت منو عجیب ناراحت کرده پس انجامش نده یا اگه خیلی ناراحتیش شدید باشه فقط میگه ناراحته و خب باید دیدن ساید خوبشو توی خوابت ببینی.
وقتی istp از کسی ناراحته
میشینه فکر میکنه که چرا اینکار رو انجام دادی و چرا ناراحت شده
همش سعی میکنه مشکل رو خودش حل کنه و به حالت اولیه برگرده تو شاید ناراحتش کنی امروز و فردا اون خیلی خوب باهات رفتار کنه
ولی یچیزی این وسط مرده
میدونی چیه؟ افرین جایگاه تو...
وقتی estp از کسی ناراحته
ممکنه با انجام کارهای عملی مثل زدن کسی یا ورزش این ناراحتی رو تخلیه کنن(شایدم رو خودت امتحان کنن)
ادمی نیستن که تو اون فاز بمونن پس سریع میرن دنبال راه حل تا اوکی شن و برگردن به حالت اولیه خودشون.
وقتی infp از کسی ناراحته
میرن تو دنیای دیگه، به لطف کسی که ناراحتش کرده غرق میشه تو چیزی که ازش فرار میکنه، توی احساسات بدش توی ساید مخفیش
علاوه بر اینکه این وسط قلبشون ترک خورده یه احساس منفی هم کل وجودشونو میگیره و همش در حال مقایسه خودشونن.
وقتی enfp از کسی ناراحته
همش از بقیه میپرسن که چرا اینجوری کرد؟ مگه من چیکار کردم؟ انقد سوال میکنه که بتونه با خودش کنار بیاد. یه دلیل برای رفتار طرف پیدا کنه، اما همش حس میکنن نادیده گرفته شدن و طرف از قصد اینجوری کرده اره خلاصه....
وقتی intj از کسی ناراحته
هرچقدر خودتو بکشی که بهت بگه از چی ناراحته نمیگه، خیلی ادم مهمی باشی بهت سرد جواب میده، جوری که از زنده بودنت پشیمون میشی، دیگه برای اون احساسات تو مهم نیست، چرا؟
چون ناراحتش کردی.
وقتی entp از کسی ناراحته
میاد میگه ببین داداش من از این رفتار خیلی ناراحت شدم و کلی دلایل منطقی میاره که حتی اگه حق با طرف باشه به غلط کردن میفته.
بعدشم که معذرت خواهی بکنی از زندگیش پرت میشی بیرون.
اره سیسی حواست باشه هیچوقت ناراحتش نکنی این ادما به خودشونم اجازه نمیدن اذیت کنن خودشونو چه برسه به بقیه.
وقتی enfj از کسی ناراحته
اول سعی میکنه با یه لبخند تلاش کنه تا همه چیز رو درست کنه، اما اگه تلاشش بیفایده باشه، ممکنه برای لحظهای اون درخشش اجتماعیاش کم بشه و به جای برونریزی، نگران بشه که آیا این اتفاق روی بقیه هم تأثیر میذاره یا نه! در واقع، ناراحتی یه ENFJ، یه جور ‘نگرانی بزرگ برای انسجام جمعی’ رو با خودش داره.”