شاید سرنوشت این نبود
کاش وقتی سرنوشت را مینوشت
جوهر درد تمام میشد
کاش به جای درد، شادی مینوشت
مزهی شیرین خوشحالی مینوشت
کاش در آن سوی دنیا، زیر درختی سبز
کلبهای بیدغدغه برایم مینوشت
به روزگار گفتم :
چرا روی چرخ و فلک تو بعضی ها بالا و
بعضی ها پایین هستن؟!
لبخندی زد و گفت :نترس می چرخه....
دقیقا اونجایی گیر کردم که Dorcci میگه:
نمیتونم فراموش کنم اون همه داستانو، نمیتونم فراموش کنمو
بی منم اگه رفتی تلاشمو کردم واستو:)