زیـ⁶⁹نبیه؛} 🧕🏻
داستان جشن تکلیف مریم😅🧕🏻✨ پارت ②✨ خب از اونجایی که تصمیم ما بر این شده بود که جشن تکلیف مریمو توعید
داستان جشن تکلیف مریم🧕🏻🎀✨😂
پارت ③🧕🏻✨
گفتم که همه چی آماده بود، فقط مونده بود این خورشید خانم ما غروب کنه که شب بشه و بعد طلوع کنه که صبح بشه🌝🌚...
اما...
یه اتفاق عجیب افتاد که مو به تنمون سیخ شد🥴
متوجه شدیم مریم رو کمرش آبله مرغان زده🐔😅
اولش شک داشتیم، فک میکردیم پشه ای مشه ای چیزیه، اما طبق شواهد معلوم شد که نه... جناب آبله مرغان اومده مهمونی خونه مریم🤦🏻♀️
آبله مرغان همانا، لغو شدن جشن تکلیف این خانمم همانا😬🤦🏻♀️
ادامه دارد...
#داستان
https://eitaa.com/uhswui
زیـ⁶⁹نبیه؛} 🧕🏻
تا الان بیشترین رأی رو این عکس داشته 🖤
❌راستی اینوهم بگم که تا فردا وقت رأی دادن هست❌
https://eitaa.com/uhswui
زیـ⁶⁹نبیه؛} 🧕🏻