10.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💠روایت آشنایی ما با دانشکده ادبیات
مشاهده گران: راویان کوچک در دل بزرگ کلمات
👇
روایت آشنایی ما با دانشکده ادبیات
مشاهده گران: راویان کوچک در دل بزرگ کلمات
همهچیز از یک دعوت شروع شد. دکتر کثیری، مردی با عینکی گرد و نگاهی نافذ، به مدرسهمان آمد و گفت: «بیایید تا با دانشکده ادبیات و تاریخ آشنا شوید. شاید خودتان را آنجا پیدا کنید.»
همان جملهاش کافی بود تا دلسپردگان کلمه و قصه به وجد بیایند. سپهر، که همیشه در تاریخ غرق بود و روایتهایش را مثل قصههای هزار و یک شب تعریف میکرد، از همان لحظه داشت از پادشاهان هخامنشی و سرداران ساسانی میگفت. اهورا، با دفتر شعری که همیشه در کولهاش بود، لبخند زد. پایا و رادین در گوش هم پچپچ کردند و علیاصغر زیر لب یک بیت از سعدی خواند. ما آمادهی سفری شدیم که مقصدش فقط یک ساختمان نبود، بلکه دنیایی از واژه و واقعه بود.
دانشکده، بنایی آجری با درختانی که شاخههایشان گویی همصحبت شاعران بودند، پیش رویمان ایستاده بود. اول به سالن مهرعلیزاده رفتیم. نور ملایمی از پنجرهها میتابید و هوا بوی کاغذهای کهنه و رویاهای قدیمی میداد. سپهر رفت روی سِن. صدایش آرام بود اما پرطنین:
«ایران، سرزمین قصههای کهن است. هر وجب از خاکش، روایتی دارد. از شور قیام مختار تا اندوه سقوط تیسفون…»
ما ساکت بودیم. حتی دانشجوهایی که آمده بودند، با تحسین نگاهش میکردند. سپهر نه تنها تاریخ را بلد بود، بلکه آن را زندگی میکرد.
بعد نوبت ما بود. اهورا، پایا، رادین و علیاصغر رفتند به تالار مشاعره. روبهروی دانشجوها نشستند. هوا از بیتهایی که رد و بدل میشد، پر شده بود. رادین با صدای رسا گفت:
«تو را من چشم در راهم…»
و پایا گفت پاسخ داد:
«اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را…»
صدای خنده، تحسین، کف زدن. حتی دکتر کثیری و همکار عجیب غریبشان که ظاهرا ترم دیگر قرار بود در دانشگاه آکسفورد درس بدهد با حیرت نگاهمان میکرد. انگار فراموش کرده بود اینها هنوز دبستانی اند.
وقتی آفتاب به آخرین لبخندش بر پنجرههای دانشکده افتاده بود، ما روی پلهها نشستیم.وعکس گرفتیم ، و سرشاراز ذوق بودیم.
سپهر گفت: «امروز تاریخ زنده بود.»
اهورا گفت: «و شعر هم.»
علیاصغر نگاهش را به درختها دوخت و آهسته گفت: «ما هم زندهایم، میان همهی این زیباییها.»
وپایا ادامه داد رادین تو امروز به من معنای دوستی را نشان دادی ..
در آن لحظه، چیزی در دلمان تغییر کرد. فهمیدیم که چقدر #باهم، چقدر جدا از دنیای معمولی، فوقالعادهایم.
و این شد روایت آشنایی ما با دانشکده ادبیات؛ روایتی که نه فقط از یک بازدید، بلکه از کشف خودمان آغاز شد.
راوی:سهاگوهری🙏
☀️ #دبستان_پسرانه_عدل_دوره_دوم
💠 #مجتمع_مدارس_دانشگاه_اصفهان
🖋️ #یادگیری_موثر
🦾 #توانمندسازی
✨ #آینده_ای_روشن
🌱 یادگیری اثربخش، خردورزی، نوآوری همراه با نشاط و بالندگی
....…............................
🌟 @uiebadl2
🌐 www.uischools.ir
┈••✾•🌿💠🌿•✾••┈┈•
🍃 به ما بپیوندید🍃
https://zil.ink/uinversity_isfahan
•┈┈••••✾•🇮🇷🇮🇷🇮🇷•✾•••┈┈•
دانشگاه اصفهان
جامعه محور. تمدن ساز
🔺هم اکنون در حال برگزاری.....
📸 برگزاری چهارمین کنگره ملی و اولین کنگره بینالمللی میکروبیولوژی کاربردی در دانشگاه اصفهان
⚡️چهارمین کنگره ملی و اولین کنگره بینالمللی میکروبیولوژی کاربردی، به همت دانشکده علوم و فناوریهای زیستی دانشگاه اصفهان و با همکاری انجمن علوم و فناوریهای میکروبی ایران، ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت در محل همایشهای پیامبر اعظم(ص) دانشگاه اصفهان درحال برگزاری است.
🔹این کنگره فرصتی ارزشمند برای گردهمایی اساتید برجسته، پژوهشگران، دانشجویان و علاقهمندان حوزه میکروبیولوژی کاربردی فراهم کرده است.
🔸در این رویداد دو روزه دانشگاه اصفهان میزبان مفاخر میکروبیولوژی ایران و اساتید دانشگاههای خارج کشور است.
┈••✾•🌿💠🌿•✾••┈┈•
🍃 به ما بپیوندید🍃
https://zil.ink/uinversity_isfahan
•┈┈••••✾•🇮🇷🇮🇷🇮🇷•✾•••┈┈•
دانشگاه اصفهان
جامعه محور. تمدن ساز